سرّ و ضمير خويش ، و كوتاهى او در انديشيدن در قول حقّ متعال است كه فرموده است :
الَّذِي يَراكَ حِينَ تَقُومُ ، وَ تَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ
« 39 » .
فصل
( 1 ) امّا ركوع و سجود ، سزاوار است ذكر كبريايى خداوند را در آنها تازه كنى ، و با بلند كردن دستهاى خود از عذاب خداوند به عفو و بخشش او پناه برى ، و از سنّت پيامبر او ( ص ) پيروى كنى ، و با ركوع خويش ذلّت و فروتنى خويش را در برابر او از سرگيرى ، و در نرم گردانيدن دل و تجديد خشوع خود بكوشى ، و عظمت و بلندى مقام پروردگار و پستى و فرومايگى خويش را احساس كنى ، و براى تثبيت اين معانى در دل از زبانت كمك بخواهى ؛ پس پروردگارت را تسبيح گوى و او را منزّه بدان ، و به عظمت او گواهى ده ، چه او از هر عظيمى عظيمتر است ، و آن را مكررا بر دل خويش وارد كن تا تثبيت شود .
سپس در حالى كه اميدوار باشى كه خداوند بر ذلّت تو رحم مىكند ، با گفتن :
سمع الله لمن حمده سر از ركوع بردار و اميد را در دل خود ايجاد كن ، زيرا معناى آن ذكر اين است كه خداوند دعاى شكرگزار را اجابت مىكند . پس شكر را كه موجب مزيد نعمت است به دنبال ذكر مذكور بياور و بگو :
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
.
مىگويم : سپس بر خشوع و تذلّل خود بيفزاى و بگو : اهل الكبرياء و العظمة و الجود و الجبروت .
در الفقيه « 40 » از امير مؤمنان ( ع ) روايت شده است كه از آن حضرت دربارهء معناى كشيدن گردن در ركوع پرسيدند فرمود : « تأويل آن اين است كه به تو ايمان دارم هر چند گردنم زده شود . »
هامش
( 39 ) شعراء / 218 و 219 : همان كسى كه تو را به هنگامى كه ( براى عبادت ) برمىخيزى مىبيند ، و حركت تو را در ميان سجده كنندگان مشاهده مىكند .
( 40 ) ص 85 ، به شمارهء 25 .