فرشهاى رنگارنگ تزيين شده است دورى جويد ، به همين سبب متعبّدان در اتاق كوچك و تاريكى كه به اندازهء سجود آنها وسعت داشت عبادت مىكردند تا فكر آنها جمعتر باشد ، امّا آنها كه از قوّت نفس برخوردار بودند در مساجد حاضر مىشدند و چشمها را به موضع سجده مىدوختند و از آن تجاوز نمىكردند ، و كمال نماز را در اين مىدانستند كه آن كه را در راست و چپ آنهاست نشناسند .
مىگويم : شهيد دوّم گفته است « 11 » : بايد چشمان را به اندازهاى فرو بندد كه بتواند نگاهى را كه وظيفهء نمازگزار است انجام دهد ، و آن نظر كردن به موضع سجده و ديگر چيزهايى است كه شرعا مشخّص است ، و اگر با باز بودن چشمها نتواند به موضع سجدهاش نگاه كند فرو بستن چشمها سزاوارتر است ، زيرا فوت يكى از تكاليف نماز يا اوصاف آن بر اثر پريشانى خاطر ، از اين وظيفه و اخلالى كه در آن پديد مىآيد مهمّتر است . ( پايان سخن او ) . مىتوان گفت :
فروهشتن چشمها كه از خشوع جوارح محسوب و امرى مستحبّ است نمازگزار را از فرو بستن چشمان بىنياز مىكند ، و احتياجى نيست كه وظيفهء نظر كردن به موضع سجده را كه سنّت است ترك كند ، مگر اين كه نگاه به موضع سجده و بين قدمها و امثال آن وى را به تأمل و دل مشغولى وادارد ، كه در اين صورت قول شهيد درست خواهد بود .
غزّالى مىگويد :
2 - اگر سبب بروز خطورات قلبى امرى درونى باشد آن دشوارتر از قسم اوّل است چه كسى كه افكارش در مجارى امور دنيا پراكنده باشد نمىتواند انديشهاش را در يك جهت متمركز كند بلكه فكر او پيوسته از اين سو به آن سو در پرواز است و فروهشتن چشمها او را كافى نيست ، زيرا آنچه از پيش در دل او جا گرفته براى مشغول كردن او بس است . چارهء چنين كسى اين است كه نفس را
هامش
( 11 ) اسرار الصلاة ، ص 117 .