با خداست ، و اين با غفلت چگونه امكانپذير است .
گفته شده : اى فرزند آدم اگر بخواهى بىاجازه بر مولاى خود وارد شوى مىتوانى ؛ پرسيدند اين چگونه ممكن است پاسخ داده شد : وضويى كامل به جاى آور ، و به محراب خويش داخل شو ، در اين صورت تو بىاجازه بر مولاى خود وارد شده و بدون استفاده از مترجم به گفتگوى با او پرداختهاى .
از عايشه روايت شده كه گفته است : پيامبر خدا ( ص ) با ما و ما با او سخن مىگفتيم ؛ چون هنگام نماز فرا مىرسيد پيامبر خدا ( ص ) به سبب توجّه به عظمت حق تعالى چنان بود كه گويى ما را نشناخته و ما او را نمىشناسيم « 83 » .
پيامبر ( ص ) فرموده است : « خداوند به نمازى كه نمازگزار دلش را با بدنش حاضر نمىكند ، نظر نمىفرمايد » . « 84 » ابراهيم خليل ( ع ) چون به نماز مىايستاد صداى تپيدن دل او از فاصلهء دو ميلى شنيده مىشد .
علىّ بن ابى طالب ( ع ) چون وقت نماز فرا مىرسيد بدنش مىلرزيد و رنگ چهرهاش دگرگون مىشد . به او گفته مىشد : اى امير مؤمنان ! تو را چه شده است ؟ مىفرمود : « وقت اداى امانتى فرا رسيده است كه خداوند آن را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرد ، و آنها از تحمّل آن سرباز زدند و ترسيدند . » « 85 » از علىّ بن الحسين ( ع ) روايت شده است به هنگامى كه وضو مىگرفت رنگ چهرهاش زرد مىشد ؛ اهل خانهاش به او مىگفتند : اين چه حالتى است كه در هنگام وضو به تو دست مىدهد ؛ مىفرمود : « آيا مىدانيد مىخواهم در پيش روى چه كسى بايستم ؟ » « 86 » مىگويم : و از طريق خاصّه عدّة الداعى « 87 » روايت كرده است كه آه
هامش
( 83 ) عدّة الداعى ، آخر فصل اوّل از باب چهارم ، ص 109 .
( 84 ) لبّ الالباب ، راوندى ؛ مستدرك الوسائل ، ج 1 ، ص 266 .
( 85 ) الثريل ، ابن شهر آشوب ، از تفسير قشيرى ؛ بحار ، ج 18 ، باب آداب الصلاة ؛ زهد النّبى ( ص ) ، جعفر بن احمد قمىّ ؛ مستدرك ، ج 1 ، ص 266 .
( 86 ) علل الشّرايع ، ص 88 ، از ابان بن تغلب .
( 87 ) باب چهارم كتاب ، ص 108 .