و دين از آنچه آنها عمل مىكردند بخشندهتر و با گذشتتر است . » « 25 » بنابر مشهور ازالهء نجاست با مايعاتى غير از آب جايز نيست ، بر خلاف آن كه شيخ مفيد و سيّد مرتضى تطهير با آب مضاف را جايز دانستهاند و سيّد مرتضى تطهير اجسام صاف را با كشيدن دست بر روى آن به گونهاى كه عين نجاست زايل شود مجاز شمرده زيرا علّت كه عين نجاست بوده بر طرف شده است ، و با توجّه به بعضى اخبار مىتوان بدين فتوا اطمينان كرد . امّا در مورد طهارت باطن اعضا شكّ نيست كه با زوال عين نجاست از ظاهر پاك مىشوند ، به همين گونه است اعضاى حيوانات بجز اعضاى انسان چنانچه نجس شوند .
مستحبّ است براى اطمينان در ازالهء نجاست چيزى كه نجس شده دو يا سه بار شسته شود ، و اگر متنجّس جامهاى است كه در آن نماز مىخواند خود او آن را بشويد ، و نيز مستحبّ است لباسى كه از بول كودك شيرخوار نجس شده فشرده شود ، و خون كمتر از يك درهم در هنگام نماز از لباس زايل گردد ، و رنگ آن با گل ارمنى و امثال آن زدوده شود ، و كسى كه خون قروح و جروح بر جامهء اوست روزى يك بار آن را بشويد ، و ديگر مكروهات در نماز را بر طرف كند .
غزّالى مىگويد : « شايسته است انسان با توجّه به لزوم ازالهء نجاسات ، تطهير دل را از نجاستها و پليديهاى اخلاقى لازم بشمارد ، چه هنگامى كه به او دستور داده شده از ظاهر بدن كه پوست است و جامهاش كه از هر چيز از ذات يعنى قلب او دور تر است پليديها را بزدايد لازم مىآيد بكوشد قلب خود را با آب توبه ، و پشيمانى بر كوتاهيهايى كه كرده ، و تصميم بر عدم بازگشت به گذشته تطهير كند ، و بدين طريق باطن خود را كه نظرگاه معبود است از پليديها پاكيزه سازد . »
هامش
( 25 ) تهذيب ، شيخ طوسى ، ج 1 ، ص 241 ؛ الفقيه ، صدوق ، ص 70 ، به شمارهء 39 .