مىدارد . » « 55 » از سخنان امير مؤمنان ( ع ) است : « ايمان در قلب به صورت نقطه سپيدى ظاهر مىشود ، هر گاه بنده كارهاى شايسته انجام دهد اين نقطه افزايش و گسترش مىيابد به طورى كه سپيدى سراسر قلب او را فرا مىگيرد ، و نفاق به صورت نقطهء سياهى در قلب پيدا مىشود ، و چون هتك محرّمات الهى كند سياهى قلب او گسترش مىيابد تا بر تمامى قلب او مستولى شود ، و معناى ختم كه در قرآن آمده همين است ، و آيه :
كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ
« 56 » را تلاوت فرمود . » غزّالى مىگويد : « عمل كردن به دستورهاى الهى در تقويت و توسعهء مبانى اعتقادات مؤثّر است ، همان گونه كه آبيارى درختان در رشد و نموّ آنها تأثير فراوان دارد ، و به همين جهت خداوند متعال فرموده است :
فَزادَهُمْ إِيماناً
« 57 » ، و نيز :
زادَتْهُمْ إِيماناً *
« 58 » ، و نيز :
لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ
« 59 » ، و در پارهاى روايات آمده كه پيامبر ( ص ) فرموده است : ألإيمان يزيد و ينقص « 60 » زياد شدن ايمان به سبب تأثير طاعات در دل است ، و اين توفيق را تنها كسى مىتواند به دست آورد كه در اوقاتى كه مشغول عبادت است براى تحصيل حضور قلب از هر چه غير اوست جدا شده ، و همچنين در غير اين اوقات مراقب احوال نفس خويش باشد ، و تفاوت اطمينان و آرامش بر عقايد ايمانى را در اين حالات ادراك كند .
حتّى كسى كه به معناى رحمت نسبت به يتيم معتقد است هر گاه به مقتضاى اعتقادش عمل كند ، و دست نوازش بر سر يتيم كشد ، و به او لطف ورزد ، به سبب
هامش
( 55 ) حيلة الاولياء ، ابى نعيم ، چنان كه پيش از اين ذكر شده است .
( 56 ) مطففّين / 13 : چنين نيست كه آنها مىپندارند ، بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دلهايشان نشسته است ، خبر را مفيد در اختصاص ، ص 243 ، از ابى عبد الله ( ع ) ذكر كرده است ؛ بحار الانوار ، ج 15 ( چاپ كمپانى ) ، باب آثار الذنوب .
( 57 ) آل عمران / 173 : . . . اما آنها ايمانشان زيادتر شد .
( 58 ) انفال / 3 : . . . ايمانشان افزون مىگردد .
( 59 ) فتح / 4 : . . . تا ايمانى بر ايمانشان افزوده شود .
( 60 ) صحيح ، بخارى ، ج 1 ، ص 18 ، باب « زيادة الايمان و نقصانه » .