به حدّ اعلاى خود رسيده و كامل شده است ، مرتبهء ديگر آن ايمانى است كه ناقص است و نقصان آن آشكار مىباشد ، مرتبهء ديگر آن ايمانى است كه راجح است و رجحان آن فزونى دارد ، و اين قول امام صادق ( ع ) است « 53 » . و هر چه حجاب بيشتر برداشته شود بر نور افزوده مىگردد ، و ايمان قوّت و تكامل پيدا مىكند ، تا آنگاه كه نور گسترش يابد و سينهء انسان را منشرح و گشاده سازد ، در اين هنگام از حقايق اشيا آگاهى مىيابد ، و آنچه از نظر او غايب است بر او تجلّى مىكند ، و هر چيزى را در محلّ و موضع خود مىيابد ، و صدق گفتار پيامبران ( ع ) در همهء آنچه به اجمال و تفصيل از آن خبر دادهاند ، به اندازهء نورى كه بر او تابيده و به مقدار انشراح صدرى كه پيدا كرده است بر او آشكار مىگردد ، و در دلش انگيزه و شوق عمل به آنچه در آن مأمور است ، و دورى جستن از آنچه از آن ممنوع است برانگيخته مىشود ، و در نتيجه انوار اخلاق فاضله و ملكات حميده بر نور معرفتش افزوده مىگردد :
نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ
« 54 » ، . . .
نُورٌ عَلى نُورٍ
. و هر عبادتى كه به صورت صحيح خود ادا شود در دل پاكيزگى و صفايى به وجود مىآورد ، و آن را براى تابش انوار غيبى و انشراح صدر و حصول معرفت و يقين آماده مىگرداند ، سپس همين نور و معرفت و يقين او را به عبادت و اخلاص ديگرى كه موجب نورى ديگر و انشراح صدرى كاملتر و معرفت و يقينى قوىتر است وامىدارد ، و وضع او تا آن جا كه خدا بخواهد به همين گونه ادامه پيدا مىكند . او مانند كسى است كه با همراه داشتن چراغى در تاريكى روان است ، هر قطعهاى از راه كه برايش روشن مىشود و آن را طىّ مىكند سبب مىشود كه قطعهء ديگرى از راه روشن گردد ، و به همين گونه تمامى راه را بپيمايد . در حديث نبوى ( ص ) است : « هر كس بداند و به آنچه مىداند عمل كند ، خداوند دانشى را كه نمىداند به او ارزانى
هامش
( 53 ) كافى ، ج 2 ، ص 38 ، به شمارهء 7 ، در حديثى طولانى از عالم ( ع ) .
( 54 ) تحريم / 8 : . . . اين در حالى است كه نور آنها از پيشاپيش و از سوى راستشان در حركت است .