تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
اين عمل ترحّم بيشتر و شديدترى را در درون خود احساس مىكند ، همچنين كسى كه به فروتنى معتقد است هر گاه طبق اعتقادش عمل كند ، و دست ديگرى را ببوسد و يا در برابرش به خاك افتد در موقع خدمت در دل خويش احساس تواضع خواهد كرد ، به همين گونه است همهء صفات قلب كه در قالب اعمال اعضا و جوارح از آن صادر ، و سپس آثار و نتايج آن اعمال به او باز مىگردد ، و موجب تقويت و مزيد آن صفات مىشود . ما در بخش منجيات و مهلكات آن جا كه دربارهء سبب تعلّق باطن به ظاهر و اعمال به عقايد و قلوب بحث مىكنيم در اين باره سخن خواهيم گفت . مىگوييم : غزّالى در بيان تفاوت ايمان و اسلام و معانى و مراتب آنها ، و اختلاف مردم در اين باره و احكامى كه بر آنها مترتّب است و جز اينها ، سخنانى مشروح دارد كه با توجّه به آنچه ما مورد تحقيق قرار داده ، و در فصل ديگرى به طور فشرده ، و به روشى غير از روش او ذكر كرده‌ايم فايده‌اى در نقل آنها نيست . و توفيق از خداوند است .

فصل

( 1 ) درجات اوّليهء ايمان عبارت از تصديقاتى است كه مشوب به شكوك و شبهات بر حسب اختلاف مراتب آنهاست ، و ممكن است به شرك نيز آميخته باشد :
وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ
« 61 » ، و از اين ايمان غالبا به اسلام تعبير مىشود :
قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ
« 62 » . از امام صادق ( ع ) روايت است : « ايمان يك درجه از اسلام بالاتر است . » « 63 » ايمان با اسلام در ظاهر مشاركت دارد ، و اسلام با ايمان در باطن شركت
هامش
( 61 ) يوسف / 106 : اكثر آنها كه مدّعى ايمان به خدا هستند مشركند . ( 62 ) حجرات / 14 : عربهاى بيابان‌نشين گفتند : ايمان آورده‌ايم ، بگو شما ايمان نياورده‌ايد ليكن بگوييد اسلام آورده‌ايم و هنوز ايمان وارد دلهاى شما نشده است . ( 63 ) كافى ، ج 2 ، باب فضل الايمان على الاسلام .