سمع به دست آورده قدم او در اين راه ثابت ، و موضع او معيّن و پابرجا نيست ، و كسى كه بخواهد تنها به سمع بسنده كند سزاوارتر براى او تأسّى به احمد بن حنبل است .
بارى بيان حدّ ميانه در اين امور و پرده برداشتن از چگونگى آن مربوط به علم مكاشفه است و سخن در آن باره به درازا مىكشد ، و ما در صدد آن نيستيم ، بلكه غرض ما آن است كه موارد مخالفت و موافقت باطن را با ظاهر بيان كنيم ، و اين مقصود ضمن اقسام پنجگانهاى كه ذكر شد برآورده شده است .
فصل : انكشاف اسرار به اندازه قدرت ايمان است
( 1 ) مىگويم : اين اسرار در دل انسان به اندازهء نيروى ايمان و يقين او ظاهر و منكشف مىشود ، و اين نيرو نيز به اندازه دانش اوست ، دانشى كه حيات قلب بسته به آن مىباشد ، و عبارت از نورى است كه به سبب بالا رفتن حجاب ميان انسان و خداوند در دل او حاصل مىشود ، كه :
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ
« 49 » و نيز :
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها
« 50 » . و چنان كه فرمودهاند علم به درس خواندن زياد نيست ، بلكه نورى است كه خداوند آن را در دل هر كس كه بخواهد مىاندازد ، تا او را هدايت كند ، و اين نور مانند انوار ديگر قابل قوّت و ضعف و شدّت و نقص است ، كه :
وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً
« 51 » ، و نيز :
وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً
« 52 » .
ايمان داراى درجات و مراتب و منازلى است ، يك مرتبه آن ايمانى است كه
هامش
( 49 ) بقره / 257 : خداوند ولىّ و سرپرست كسانى است كه ايمان آوردهاند ، آنها را از ظلمتها به سوى نور بيرون مىبرد .
( 50 ) انعام / 122 : آيا كسى كه مرده بود سپس او را زنده كرديم و نورى براى او قرار داديم كه با آن در ميان مردم راه برود همانند كسى است كه در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد .
( 51 ) انفال / 2 : . . . و هنگامى كه آيات او بر آنها خوانده مىشود ايمانشان افزون مىگردد .
( 52 ) طه / 114 : . . . و بگو پروردگارا دانش مرا افزون كن .