روايت شده كه مراد غير از ظاهر آن است چنان كه در تفسير قول خداوند متعال :
أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها
« 38 » روايت شده كه مراد از آب قرآن و مقصود از واديها ( درّهها ) دلهاست كه بعضى از آنها بخش زيادى از آب و بعضى بخش كمى از آن در آنها سرازير مىشود و برخى بكلّى از آن بىنصيب مىمانند . و زبد ( كف ) روى آب مثال است براى كفر ، زيرا اگر چه كف بر روى آب ظاهر مىگردد و تهنشين نمىشود ليكن دوام و ثباتى ندارد ، و هدايت كه مايهء سود مردم است همچنان ثابت و پايدار مىماند . گروهى در اين باره به غور و تعمّق پرداخته ، و آنچه را كه در مورد آخرت ذكر شده از قبيل ميزان و صراط و جز اينها را تأويل ، و از ظاهر آنها صرفنظر كردهاند ، و اين بدعت است زيرا در اين مورد روايتى نقل شده ، و حمل آنها بر ظاهر محال نيست ، از اين رو اعتقاد بر ظاهر آنها واجب است .
مىگويم : بنابر مذهب ما تأويل ميزان و صراط بدعت نيست ، زيرا همان گونه كه پيش از اين اشاره كردهايم رواياتى در تأويل آنها از ائمّهء معصومين ( ع ) وارد شده است ، و ما در رسالهء جداگانهاى به طور كامل و مشروح اين مسائل را بيان و روشن كردهايم .
4 - اين كه انسان چيزى را به طور اجمالى درك كند ، سپس با ذوق و تحقيق ، مفصّل آن را بفهمد ، به طورى كه آن عقيده و حالت مداوم او گردد ، اين دو علم با يكديگر تفاوت دارند ، اوّلى به منزلهء پوست و دوّمى مغز ، و يا اوّلى ظاهر و ديگرى باطن است . و آن مانند اين است كه انسان در تاريكى يا از دور شخصى را به نظر آورد ، و نسبت به آن تا اندازهاى يقين حاصل كند ، و هنگامى كه او را از نزديك يا پس از بر طرف شدن تاريكى ببيند ميان اين دو ديدار احساس تفاوت كند ، ليكن رؤيت اخير او ضدّ اوّل نيست بلكه موجب تكميل آن است . در مورد علم و ايمان و تصديق نيز وضع به همين منوال است ،
هامش
( 38 ) رعد / 17 : خداوند از آسمان آبى فرستاد ، از هر درّه و رودخانهاى به اندازهء آنها سيلابى جارى شد .