تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
اصول را نقض كند از او مپذير ، و درون خود را از غير اينها بپرداز ، تا بركات آن را به زودى مشاهده كنى ، و در جرگه فائزين و رستگاران درآيى . » « 4 »

فصل : در نكوهش علم كلام و اندازه آن

( 1 ) غزّالى مىگويد : اگر بگويى آيا علم جدل و كلام مانند علم نجوم و ستاره‌شناسى نكوهيده است ، يا آن كه دانشى مباح و يا مستحبّ مىباشد ، پاسخ اين است كه بدانى مردم در اين باره غلوّ و زياده‌روى كرده‌اند برخى گفته‌اند : جدل و كلام بدعت و حرام است ، و اگر بنده با داشتن همهء گناهان جز شرك ، خدا را ديدار كند براى او بهتر است تا با علم كلام ، خدا را ملاقات كند . دسته‌اى گفته‌اند : دانش جدل و كلام واجب است يا به طور كفايى و يا عينى ، و آن بهترين اعمال و برترين وسيلهء تقرّب به خداست ، زيرا آن مشتمل بر علم توحيد ، و حمايت از دين خداست . شافعى ، مالك ، احمد بن حنبل ، سفيان ثورى و همهء محدّثان پيشين به تحريم آن فتوا داده‌اند . شافعى گفته است : حكم من دربارهء اصحاب كلام اين است كه با چوب درخت خرما آنها را كتك زنند ، و در ميان عشاير و قبايل بگردانند ، و بگويند : اين كيفر كسى است كه كتاب ( قرآن ) و سنّت را ترك كند ، و به كلام بپردازد « 5 » . احمد بن حنبل گفته است : متكلّم هرگز رستگار نمىشود ، و تقريبا كسى را نمىبينى كه رو به كلام آورده مگر اين كه در دل او دغل و فسادى پديد آمده است ، او در اين باره مبالغه مىكرد تا آن جا كه محاسبى را با همهء زهد و ورع او ، چون كتابى در ردّ بدعت‌گذاران تصنيف كرده بود ترك و با او قطع رابطه كرد ، و به او گفت : واى بر تو مگر نه اين است كه تو نخست بدعت آنها را نقل ، و سپس آن را ردّ مىكنى ، و با اين تأليف خود مردم را به مطالعهء بدعت و
هامش
( 4 ) كشف المحجّه ، در پايان آن . ( 5 ) العلم ، ابن عبد البرّ ؛ المختصر ، ص 156 ؛ قول احمد بن حنبل و مالك كه پس از آن ذكر شده نيز منقول از اين مأخذ است .
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 422 | الفيض الكاشاني