نماز را كه براى فراغ از آن است بر تشهّد اوّل مقدّم داشت « 41 » . و نيز مردم را وادار كرد نوافل و نماز ظهر را به جماعت برگزار كنند « 42 » . و بر جنازه چهار تكبير گويند « 43 » . و مقام ابراهيم ( ع ) را در خانهء كعبه به گونهاى كه در جاهليّت بود برگردانيد « 44 » . و نيز ماليّات خراج را كه اختصاص به زمين داشت بر غير از زمين نيز قرار داد « 45 » ، و نام كسانى را كه استحقاق نداشتند در ديوان عطايا ثبت و به آنها مقرّرى پرداخت كرد « 46 » . و صاع پيامبر ( ص ) را تغيير داد « 47 » ، و در ميراث به عول و تعصيب فرمان داد « 48 » . و حكم كرد دست دزد از بند ، و پا از بند ساق قطع شود ، و اين بر خلاف دستور پيامبر خدا ( ص ) بود كه فرمود كف دست و پاشنهء پا بايد باقى بماند « 49 » . و نيز اجازه داد در يك مجلس با گفتن سه بار پياپى طلقّت زن سه طلاقه شود « 50 » و نيز از فروش كنيز بچهدار هر چند بچهاش مرده باشد منع كرد و گفت : اين تدبيرى است كه من انديشيدهام . « 51 » همچنين ازدواج غير قرشى را با قرشى و عجم را با عرب ممنوع ساخت « 52 » . و از انجام دادن نكاح متعه و متعهء حجّ با اعتراف به اين كه آن دو در زمان پيامبر خدا ( ص ) انجام مىشده است جلوگيرى كرد « 53 » . و نيز خاندان پيامبر را از خمس ممنوع
هامش
( 41 ) الاستغاثه ، ص 33 .
( 42 ) شرح نهج البلاغه ، ابى الحديد ، ج 3 ، ص 178 .
( 43 ) الغدير ، ج 6 ، ص 244 ، به نقل از سنن ، بيهقى ، ج 4 ، ص 37 ؛ فتح البارى ، ج 3 ، ص 157 ؛ ارشاد السّارى ، ج 2 ، ص 417 .
( 44 ) تاريخ الخلفاء ، سيوطى ، ص 137 ، در باب اوليات الخليفه آن را ذكر كرده است .
( 45 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 178 .
( 46 ) همان مأخذ ، ج 3 ، ص 153 ؛ تاريخ الخلفاء ، سيوطى ، ص 137 .
( 47 ) روضه ، كافى ، ص 59 .
( 48 ) تاريخ الخلفاء سيوطى ، ص 137 ؛ احكام القرآن ، جصّاص ، ج 2 ، ص 109 .
( 49 ) الاستغاثه ، ص 47 .
( 50 ) الدّر المنثور ، ج 1 ، ص 279 ؛ مسند ، احمد ، ج 1 ، ص 314 .
( 51 ) تاريخ الخلفاء ، ص 137 ؛ الاستغاثه ، ص 51 و 52 .
( 52 ) الاستغاثه ، ص 53 .
( 53 ) شرح تجريد ، قوشجى ، ص 408 ؛ الدّر المنثور ، ج 3 ، ص 185 ؛ تفسير كبير ذيل آيهء :فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ؛ مسند ، احمد ، ج 1 ، ص 50 .