ساخت « 54 » ، و نامهء فاطمه ( ع ) را پاره كرد « 55 » ، و خلافت را ميان شش تن شورا قرار داد تا يكى را براى اين كار انتخاب كنند ، و گواهى داد كه اينها از اهل بهشتند ، و پيامبر ( ص ) به هنگام مرگ از آنها خشنود بوده است ، امّا در همين حال دستور داد كه اگر با يكى از آنها كه انتخاب مىشود بيعت نكنند همه را گردن زنند « 56 » . عمر در دين بدعتهاى ديگر را نيز به وجود آورد .
امّا عثمان كسانى را حكمران و زمامدار مردم كرد كه بيدينى و فسق آنان آشكار بود . و در نتيجه اينان حوادثى را كه در امور مسلمانان پديد آمد به وجود آوردند ، و نيز وى طلقا و رانده شدگان پيامبر خدا ( ص ) را به مدينه بازگردانيد ، و به كسان و خويشان خود اموال زيادى را كه به همهء مسلمانان تعلّق داشت اختصاص داد « 57 » ، و نيز ابن مسعود را كه از اصحاب پيامبر خدا ( ص ) بود آن قدر زد تا مرد « 58 » ، و قرآن او را سوزانيد « 59 » ، و عمّار ياسر را زير كتك گرفت تا دچار فتق شد ؛ « 60 » ، ابو ذرّ را تازيانه زد و به ربذه تبعيد كرد « 61 » ، حدّ را از وليد كه از نزديكانش بود « 62 » ، و قصاص را از ابن عمر ساقط كرد « 63 » ، و سرانجام صحابه دست از يارى او برداشتند تا كشته شد ، و امير مؤمنان ( ع ) او را نفرين فرمود « 64 » ، و جنازهاش تا سه روز به خاك سپرده نشد .
اين اعمال و كارهاى زشت ديگرى كه اين سه تن انجام دادند موجب حصول
هامش
( 54 ) كافى ، ج 8 ، ص 61 و 63 ؛ الاستغاثه ، ص 40 ؛ الدّر المنثور ، ج 3 ، ص 185 .
( 55 ) الاختصاص ، مفيد ، ص 185 .
( 56 ) الامامة و السّياسة قصّة الشّورى ، ص 23 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 169 ؛ صواعق ، ص 102 .
( 57 ) تاريخ الخلفاء سيوطى ، ص 157 .
( 58 ) الغدير ، ج 9 ، ص 3 - 14 .
( 59 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 236 ؛ الاستغاثه ، ص 61 .
( 60 ) الانساب ، بلاذرى ، ج 5 ، ص 48 ؛ مروج الذّهب ، ج 2 ، ص 351 .
( 61 ) مروج الذّهب ، ج 2 ، ص 348 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 240 .
( 62 ) الانساب ، بلاذرى ، ج 5 ، ص 33 .
( 63 ) الشّافى ، سيّد مرتضى ، ص 281 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 242 .
( 64 ) روضه ، كافى ، ص 67 .