تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
اين كه شاهد بياورند تأييد كرد . به همين سبب عمر بن عبد العزيز فدك را به فرزندان فاطمه ( ع ) برگردانيد . و فاطمه ( ع ) وصيّت فرمود كه ابو بكر بر جنازه‌اش نماز نگزارد و در نتيجه در شب به خاك سپرده شد « 26 » . ديگر سخن ابى بكر است كه گفته است : وى شيطانى دارد كه بر او چيره است « 27 » . و عمر در اين باره گفته است : بيعت با ابو بكر كارى نا انديشيده بود كه خداوند مسلمانان را از شرّ آن مصون داشت ، هر كس مانند آن را انجام دهد او را بكشيد « 28 » . ديگر اين كه ابو بكر هنگام مرگ در استحقاق خود براى امامت و پيشوايى شكّ كرد « 29 » . ديگر جهل او به احكام است به طورى كه دست چپ دزد را بريد « 30 » . و مردى را در آتش سوزانيد « 31 » . و معناى كلاله و ميراث جدّه را نمىدانست ، و در بسيارى از احكام سراسيمه شد . « 32 » ديگر اين كه خالد بن وليد را بر جنايتى كه مرتكب شد حدّ نزد و قصاص نكرد « 33 » ، و هنگامى كه امير مؤمنان ( ع ) از بيعت با او سر باز زد ، عمر را به در خانه آن حضرت فرستاد ، وى آتش برافروخت ، در حالى كه فاطمه ( ع ) و گروهى از بنى هاشم در آن بودند « 34 » ، و پشيمانى او بر اين كه در خانه فاطمه ( ع ) را گشوده است « 35 » . عمر به سنگسار كردن زن آبستن ، و زن ديوانه ، و زنى كه ششماهه
هامش
( 26 ) حلية الاولياء ، ج 2 ، ص 43 ؛ اسد الغابه ، ج 5 ، ص 254 ؛ ارشاد السّارى ، قسطلانى ، ج 6 ، ص 362 . ( 27 ) تاريخ الخلفاء ، سيوطى ، ص 71 ، به نقل از ابن سعد ؛ شرح تجريد ، قوشجى ، ص 406 ، چاپ تهران . ( 28 ) سيرة ابن هشام ، ج 2 ، ص 657 ، چاپ تهران ، 1375 ؛ صحيح ، بخارى ، كتاب الحدود ، باب رجم الحبلى من الزّنا . كنز العمّال ، ج 3 ، ص 139 ، الصّواعق المحرقة ، ص 21 . ( 29 ) الغدير ، ج 7 ، ص 171 ، به نقل از كتاب « الاموال » ابو عبيد ؛ تاريخ طبرى ، مروج الذّهب ؛ الامامة و السياسة ، العقد الفريد . ( 30 ) سنن ، بيهقى ، ج 8 ، ص 273 . ( 31 ) الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 18 ؛ مروج الذّهب ، ج 2 ، ص 308 . ( 32 ) سنن ، دارمى ، ج 2 ، ص 352 ؛ صحيح ، بخارى ، باب ميراث الجدّ . ( 33 ) به داستان مالك بن نويره مراجعه شود ؛ الاصابة ، ج 1 ، ص 314 ؛ اسد الغابه ، ج 4 ، ص 295 . ( 34 ) الامامة و السّياسة ، ج 1 ، ص 12 ؛ شرح تجريد ، قوشجى ، ص 407 . ( 35 ) مروج الذّهب ، ج 2 ، ص 309 .