اعتراف كردهاند بزرگان صحابه و مشاهير آنها كه تنها مىتوان به آنها اعتنا و اعتماد كرد شركت نداشتهاند ، مانند علىّ بن ابى طالب صاحب اين حقّ و خاندانش ، عموى او عبّاس و فرزندانش ، سلمان ، ابوذّر ، مقداد ، عمّار ، حذيفه ، ابو بريده اسلمى ، ابىّ بن كعب ، خزيمة بن ثابت ذو الشّهادتين ، ابو الهيثم بن تيهّان ، سهل بن حنيف ، عثمان بن حنيف ، ابو ايّوب انصارى ، و گروهى كه از نظر مخالفان معتبرند مانند زبير كه به گمان آنها مژدهء بهشت به او داده شده است « 18 » ، اسامه كه در آن روز فرماندهى سپاهى را داشت كه آنان جزء آن بودند ؛ سعد بن عباده رئيس طايفهء انصار و فرزندش قيس ، خالد بن سعيد ، زيد بن ارقم ، سعد بن سعيد ، بنى حنيفه و جز آنها . از برخى از اينان كه نام برديم پس از گذشت مدّتى با بيم و تهديد بيعت گرفتند ، و بعضى هم در مخالفت خود پافشارى كردند ، و تا زنده بودند بيعت نكردند . ابن قتيبه « 19 » كه از دانشمندان سنّى است در كتاب خود هيجده تن از كسانى را كه ذكر كرديم نام برده و گفته است : اينان رافضى بودهاند ، و اين كه آنها با يكديگر مخالفت و نزاع داشته ، و برخى از آنها ريختن خون بعضى ديگر را حلال شمرده ، و دستهاى از آنها به وسيلهء دسته ديگر كشته شدهاند گواه اين مطلب است ، و اخبار در اين مورد بسيار است ، و بر اهل بينش پوشيده نيست .
غزّالى در كتاب خود به نام سرّ العالمين و كشف الدّارين « 20 » در مقالهء چهارم كه در آن به بررسى امر خلافت پرداخته است پس از بحثها و ذكر اختلافات مربوط به آن چنين مىگويد : « . . . ليكن حجّت و برهان نقاب از چهره برداشته ، و تودههاى انبوه مسلمان بر متن حديث خطبه روز غدير خمّ
هامش
( 18 ) سنيّان همگى زبير را از عشره مبشّره به شمار آوردهاند ( رياض النّضره ، محبّ الدّين طبرى ، ص 7 و ديگران ) .
( 19 ) در همهء نسخههاى اين كتاب كه در اختيار ماست اين نام به همين صورت آمده و شايد مراد ابن قتيبه دينورى باشد ، ليكن در كتاب الامامة و السياسة و المعارف اين سخنان ديده نشد .
( 20 ) سرّ العالمين ، ص 15 ، چاپ تهران .