تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
وسيله‌اى براى وى در خلق اشيا قرار داده‌اى و اين شرك است . » « 50 » از امير مؤمنان ( ع ) روايت شده كه فرموده است : « . . . كمال اخلاص نسبت به وى نفى صفات از اوست ، زيرا هر صفتى گواهى مىدهد كه غير از موصوف است ، و هر موصوفى شهادت مىدهد كه غير از صفت است ، بنابراين كسى كه خداوند را وصف مىكند ديگرى را قرين او ساخته ، و آن كه ديگرى را قرين او كند ، او را دو تا دانسته ، و آن كه او را دو تا بداند وى را تجزيه و تقسيم كرده ، و هر كه او را تقسيم كند نسبت به او شناخت ندارد و كسى كه نسبت به وى شناخت ندارد به او اشاره مىكند ، و آن كه به او اشاره كند ، وى را محدود و معيّن كرده ، و آن كه او را محدود كند وى را شمرده است ، و كسى كه بگويد در چيست ، او را ضمن چيزى قرار داده ، و آن كه بگويد بر چيست ، جاهايى را از او تهى دانسته است . » « 51 » كلمات امير مؤمنان ( ع ) در توصيف و تنزيه حقّ تعالى فراوان است ، و ما بخشى از آنها را در كتاب علم اليقين نقل كرده‌ايم .

فصل : خداوند سبحان قديم است

( 1 ) خداوند متعال قديم است يعنى همواره بوده و پيوسته خواهد بود ، زنده‌اىست جاويد كه نمىميرد ، و قيّومى است قائم به ذات خويش كه چيزى از او فوت نمىشود ، چرت و خواب او را فرا نمىگيرد ، نزاييده و زاده نشده و هيچ كس كفو و همتاى او نيست . خردها و انديشه‌ها به قلّهء شناخت او نمىرسند و چشمان سر و ديده‌هاى دل او را درك نمىكنند ؛ ذات مقدّس او از مكان و جهت و زمان و حركت منزّه ، و از اتّحاد و حلول و دگرگونى و نابودى مبرّ است ؛ وجودى است جاويد و سرمدى كه او را ضدّى نيست ، و حقّ محضى است كه فساد و بطلان به آستان او راه ندارد . آرى پروردگار ما چنين است ، زيرا آن كه
هامش
( 50 ) عيون اخبار الرضا ، همان باب ، شمارهء 7 . ( 51 ) نهج البلاغه ، خطبهء نخست .