تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
از امير مؤمنان ( ع ) نقل شده كه فرموده است : « هيچ صفتى بر صفت ديگر او پيشى نگرفته است ، اوّل است پيش از آن كه آخر باشد ، و ظاهر است پيش از آن كه باطن باشد . » « 42 » همچنين امير مؤمنان ( ع ) فرموده است : « علم خداوند به درگذشتگان مانند علم او به بازماندگان است ، و علم او به آنچه در بالاترين آسمانهاست مانند علم اوست به آنچه در پايين‌ترين زمينهاست . » « 43 » از امام باقر ( ع ) نقل است كه « خداوند بود و هيچ چيزى جز او وجود نداشت ، و پيوسته به آنچه مىشود عالم است از اين رو علم او به هر چيزى پيش از آن كه وجود يابد ، مانند علم اوست به آن پس از به وجود آمدنش . » « 44 » از امام صادق روايت شده كه فرموده است : « خداوندى كه پروردگار ماست همواره علم ، شنوايى ، بينايى و قدرت جزء ذات او بوده در حالى كه معلوم ، مسموع ، مبصر و مقدورى وجود نداشته است ، و چون اشيا را پديد آورد علم او بر معلوم و سمع او بر مسموع و بصر او بر مبصر و قدرت او بر مقدور قرار گرفت . » « 45 » از امام رضا ( ع ) روايت است كه فرموده است : « خداوند داراى معناى ربوبيّت بود ، در آن هنگام كه مربوبى وجود نداشت . و داراى حقيقت الوهيّت بود ، در آن موقع كه پرستنده‌اى موجود نبود ، و داراى معناى عالم بود ، در آن زمان كه معلومى به وجود نيامده بود ، و داراى معناى خالق بود ، در آن هنگام كه مخلوقى وجود نيافته بود ، و داراى تأويل سمع بود ، در آن موقع كه مسموعى وجود نداشت . نه اين كه از آن زمان كه خلق كرده معناى خالقيّت را يافته ، و از آن هنگام كه موجودات را پديد آورده معناى آفريننده را پيدا كرده است ، چگونه چنين نباشد و حال آن كه مذ ( از ) به كمك او نمىآيد ، و قد ( به تحقيق ) به او
هامش
( 42 ) نهج البلاغه ، آغاز خطبهء 64 . ( 43 ) نهج البلاغه ، قطعه‌اى از خطبهء 161 . ( 44 ) كافى ، كلينى ، ج 1 ، ص 107 ، به شمارهء 2 . ( 45 ) همان مأخذ ، ص 107 ، به شمارهء 1 ؛ توحيد ، صدوق ص 129 .