پرسيدم :
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ
« 22 » امام ( ع ) فرمود :
« خداوند ذريّهء آدم را تا روز قيامت از صلب او بيرون آورد ، و آنها مانند مورچه خارج شدند ، و خداوند خود را به آنها شناساند ، و خلقت مخلوقات خود را به آنها نماياند ، و اگر اين نبود احدى خدا را نشناخته بود . » و گفت : « پيامبر ( ص ) فرموده است : هر مولودى بر فطرت يعنى بر شناخت اين كه خداوند آفرينندهء اوست ، به دنيا مىآيد ، و اين به مقتضاى گفتار اوست كه فرموده است :
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ . *
» در روايات ديگرى به طور مستفيص آمده است : « فطرت همان توحيد است . » « 23 » و به سند خود از ابن عمر روايت كرده كه پيامبر ( ص ) فرموده است :
« كودكانتان را به خاطر گريهاى كه مىكنند نزنيد ، زيرا گريهء آنها تا چهار ماه شهادت لا إله الا الله ، و چهار ماه صلوات بر پيامبر و آل او ( ص ) ، و چهار ماه دعاى بر پدر و مادر است . » « 24 » در كافى نيز نزديك به همين معنا روايت شده است .
مىگويم : شايد سرّش اين باشد كه كودك در چهار ماه نخست جز خدا كه معرفت و توحيد خود را در سرشت او قرار داده است كسى را نمىشناسد ، و گريهء او تنها براى توسّل به خداوند و التجاى به اوست نه غير او ، و اين شهادت او بر يگانگى خداوند است ، در چهار ماه بعدى مادرش را از اين جهت كه وسيلهء تغذيهء او ، نه از حيث اين كه مادر اوست مىشناسد ، و به همين سبب غالبا از پستان ديگران نيز شير مىنوشد ، امّا در اين مدّت پس از خداوند جز كسى را كه واسطه ميان او و پروردگار است و به طور طبيعى مكلّف به تأمين روزى اوست نمىشناسد آن هم از حيث اين كه وسيله است نه چيز ديگر ، و همين خود معناى رسالت است ؛ بنابراين گريهء او در اين مدّت در واقع اقرار به رسالت مىباشد . در
هامش
( 22 ) اعراف / 172 : و هنگامى كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم ذريّه آنها را بر گرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت .
( 23 ) توحيد ، صدوق ، ص 341 ، باب « خداوند خلايق را بر فطرت توحيد آفريده است » .
( 24 ) همان مأخذ ، ص 343 ؛ كافى ، ج 6 ، ص 53 .