تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
اعراض ، و عقول و ارواح و نفوس ديگر موجودات و اشكال را در اين مورد برابر يافتم برايم محقّق شد كه همگى ما را آفريننده و پديدآورنده‌اى است كه از عجز و فقر و تغيير و تبديلى كه در ما وجود دارد منزّه است ، و اگر ممكن بود در كمال او زوال يا نقصان عارض شود ، بىترديد او هم مانند ما نيازمند و محتاج ديگرى بود ، و چنان كه برايت بيان كردم كتاب خدا و ديگر كتب آسمانى كه به ما رسيده و سخنان پيامبر خدا ( ص ) و گفتار جدّت امير مؤمنان ( ع ) و بيانات عترت پاك آنها همه مشتمل بر دلائل شناخت خداوند متعال است كه اندكى از آنها براى ارباب خرد كافى ، و آنان را به راه راست دليل و رهنمون مىباشد ؛ بنابراين به كتاب نهج البلاغه و اسرارى كه در آن است ، و كتاب مفضّل بن عمر كه مولاى ما امام صادق ( ع ) دربارهء آثار خلقت پروردگار به او القا فرموده ، و كتاب الاهليجه و مسائل عبرت‌آميز آن مراجعه كن .

فصل : تصديق وجود خداوند سبحان امرى فطرى است

( 1 ) بسا گفته مىشود : تصديق به وجود بارى تعالى امرى فطرى است ، و به همين سبب ديده مىشود مردم در گرفتاريهاى هولناك و حالات دشوار بر حسب سرشت خود به خدا توكّل مىكنند ، و به طور ناخود آگاه به مسبّب الاسباب و آسان‌كنندهء دشواريها رو مىآورند ، گواه اين امر گفتار حق تعالى است كه فرموده است :
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ *
« 17 » ، و نيز :
قُلْ أَ رَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَ غَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ، بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ
« 18 » .
هامش
( 17 ) لقمان / 25 : هر گاه از آنها بپرسى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است مسلما مىگويند خدا . ( 18 ) انعام / 40 و 41 : بگو آيا هيچ فكر كرده‌ايد اگر عذاب پروردگار به سراغ شما آيد يا رستاخيز برپا شود آيا غير خدا را ( براى حلّ مشكلات خود ) مىخوانيد ، اگر راست مىگوييد ؟ بلكه تنها او را مىخوانيد و او اگر بخواهد مشكلى را كه به خاطر آن او را خوانده‌ايد بر طرف مىسازد ، و آنچه را شريك ( خدا ) قرار مىدهيد ( در آن روز ) فراموش مىكنيد .
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 354 | الفيض الكاشاني