بندگان او در سايهء هدايت آنان خدا را پرستش مىكنند ، و شهرها در پرتو انوار آنها روشنى مىگيرند ، خداوند آنان را مايهء حيات مردم ، و چراغهاى تابان در تاريكيها ، و رمز و كليد گفتارها و ستونهاى اسلام قرار داده ، و نظام طاعت و كمال واجب خود را در آنچه مردم مىدانند تسليم در برابر آنها قرار داده ، و رجوع به آنها را در آنچه نمىدانند واجب ساخته و غير آنها را منع كرده است از اين كه دربارهء چيزى كه نسبت به آن جاهلند سخن گويند ، و آنچه را نمىدانند انكار كنند زيرا خداوند متعال اراده كرده است هر كس از آفريدگانش را كه بخواهد از ناگوارى تيرگيها و سختى رويدادها مىرهاند .
ذلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنا وَ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ
. « 56 »
فصل
( 1 ) آنچه از امور دين در كتاب خدا و سنّت پيامبر اكرم ( ص ) و كلمات اهل بيت عصمت ( ع ) از آن ذكرى به ميان نيامده بايد نسبت به آن سكوت اختيار ، و از پرداختن به آن خوددارى كرد ، و آگاهى از آن را به خدا و پيامبر ( ص ) و خاندان او واگذاشت ، زيرا از حقوق الهى بر بندگان است كه آنچه را مىدانند بگويند ، و از گفتن آنچه نمىدانند بازايستند ، اين سخن امام باقر ( ع ) است . « 57 » امام صادق ( ع ) فرموده است : « زنهار كه براى مردم طبق رأى خود فتوا دهى ، يا به آنچه نمىدانى معتقد شوى كه همينها مايهء هلاكت هلاكشدگان بوده است . » « 58 » در وصيّتهاى امير مؤمنان به فرزندش امام حسن ( ع ) آمده است « سخن دربارهء چيزى را كه نمىدانى و گفتار پيرامون امرى را كه مكلّف به آن نيستى رها ساز ، و از گذشتن از راهى كه بيم گمراهى آن را دارى خوددارى كن ، زيرا بازايستادن به هنگام سرگشتگى در وادى گمراهى از دچار شدن به امور هولناك
هامش
( 56 ) اينها از بخششهاى خداوند بر ما و بر مردم است و ليكن بيشتر مردم شكرگزار نيستند .
( 57 ) كافى ، ج 1 ، ص 43 .
( 58 ) همان مأخذ ، ص 42 ، با تقدم و تأخر .