وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا
« 3 » و نيز :
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ
« 4 » و در آن جا كه از نور و ظلمت سخن گفته مرادش علم و جهل « 5 » مىباشد ، چنان كه فرموده است :
يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ *
« 6 » .
پيامبر ( ص ) فرموده است : « اوامر پروردگارتان را تعقّل كنيد ، و عمل بر طبق فرمان و عقل را به يكديگر سفارش كنيد ، تا آنچه را بدان مأمور گشته و يا از آن نهى شدهايد بشناسيد ، و بدانيد كه آن كار شما را در نزد پروردگارتان بزرگ مىگرداند . همچنين بدانيد كه خردمند كسى است كه خدا را اطاعت كند ، هر چند بدمنظر ، زبون ، فرومايه ، و بدهيأت باشد ، و نادان آن است كه خدا را معصيت كند ، اگر چه خوشمنظر ، گرانقدر ، بلندپايه ، خوشهيأت ، فصيح و سخنور باشد ، چرا كه در پيشگاه حق تعالى بوزينه و خوك از كسى كه او را نافرمانى مىكند خردمندترند ، و به اين كه مردم دنيا شما را بزرگ مىدارند فريفته نشويد ، چه شما در زمرهء زيانكارانيد . » « 7 » همچنين فرموده است : « نخستين چيزى كه خدا آفريده عقل است ؛ به او فرمود : پيش آى ، پيش آمد ؛ سپس به او فرمود : بازگرد ؛ بازگشت . پس از آن فرمود : به عزّت و جلالم سوگند هيچ مخلوقى گرامىتر از تو نيافريدم ، اخذ و اعطا ، و ثواب و عقاب خود را به تو منوط و وابسته ساختم . » « 8 » اگر گفته شود : اين عقل اگر عرض است چگونه پيش از اجسام آفريده شده ،
هامش
( 3 ) شورى / 52 : همچنين بر تو نيز روحى را به فرمان خود وحى كرديم .
( 4 ) انعام / 122 : آيا كسى كه مرده بود سپس او را زنده كرديم . . .
( 5 ) تعميم اين تأويل درست نيست و مواردى وجود دارد كه آن را نقض مىكند ، مانند :
الحمد اللّه الّذى خلق السّموات و الارض و جعل الظّلمات و النّور . ( انعام / 20 )
( 6 ) بقره / 257 : آنها را از تاريكيها به روشنى مىبرد . . .
( 7 ) بخشى از آن را كراجكى در كنز الفوائد ذكر كرده است ، بحار ، ج 1 ، ص 160 ؛ عراقى گفته است : داوود بن محبر در كتاب عقّل آن را از حديث ابو هريره نقل كرده ، و آن در مسند حرث بن ابى السامه از داوود روايت شده است .
( 8 ) محاسن ، برقى ، ص 192 ؛ كافى ، كلينى ، ج 1 ، ص 26 ، به شمارهء 26 ؛ اختصاص ، مفيد ، ص 244 ؛ اوسط ، طبرانى ، به نقل از عايشه به سندى ضعيف .