تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
سرچشمهء علم و منبع و اساس آن است ، و در حقيقت دانش ثمرهء درخت عقل و به منزلهء نور نسبت به خورشيد و رؤيت نسبت به چشم مىباشد ؛ و چگونه ممكن است عقل داراى اين شرافت نباشد ، و حال اين كه آن سرمايهء كسب سعادت در دنيا و آخرت است ، و چطور مىتوان در شرف آن ترديد كرد ، در صورتى كه چهارپايان با همهء نارسايى فهم در برابر عقل اظهار شرم و ترس مىكنند ، تا آن جا كه پرجثّه‌ترين و درّنده‌ترين و زورمندترين آنها هنگامى كه چشمش به انسان مىافتد شرمگين و بيمناك مىشود ، زيرا احساس مىكند كه انسان به سبب اختصاص به دانستن حيله و نيرنگ بر او برترى و چيرگى دارد ؛ از اين رو پيامبر ( ص ) فرموده است : « سالخورده در ميان قومش مانند پيامبر در بين امّتش مىباشد . » « 1 » و اين به سبب بسيارى مال و فزونى سنّ و زيادى نيروى او نيست ، بلكه به سبب فزونى تجربه كه حاصل عقل اوست مىباشد ؛ به همين علّت است كه كردها و تركها و درشتخويان عرب و ديگر مردم با آن كه فاصلهء زيادى با چهار پايان ندارند طبيعتا به سالخوردگان احترام مىگذارند . به همين سبب بسيارى از دشمنان لجوج كه تصميم مىگرفتند پيامبر خدا ( ص ) را به قتل برسانند ، همين كه چشمشان بر او مىافتاد ، و ديده‌هاشان به جمال آن حضرت روشن مىشد ، فروغ نبوّت كه از صفحهء رخسار آن بزرگوار مىدرخشيد بر آنها مىتابيد و از او به هراس مىافتادند ، اگر چه اين نور مانند عقل در درون وجود او مستقرّ بود . بارى شرافت عقل امرى بديهى و درك آن غير قابل انكار است ، و مقصود ما در اين جا تنها ذكر اخبار و آياتى است كه در اين باره وارد شده است . خداوند متعال در كتاب خود آن را نور ناميده و فرموده است :
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 2 » و علم حاصل از عقل را روح و زندگى خوانده و فرموده است :
هامش
( 1 ) خليلى آن را از مشايخ خود روايت و ابن نجّار از ابى رافع نقل كرده است ، جامع الصّغير باب شين ، عراقى گفته است : ابن حبّان در باب ضعفاء از حديث ابن عمر ، و ابو منصور ديلمى از حديث ابى رافع آن را روايت كرده‌اند . ( 2 ) نور / 35 : خداوند نور آسمانها و زمين است .