وادار كند . » « 115 » و فرموده است : « خداوند را فرشتهاىست كه هر روز ندا مىدهد :
هر كس با سنّت پيامبر خدا مخالفت كند شفاعت او را نمىيابد . » « 116 » مثل كسى كه با ابداع آنچه مخالف سنّت است به اصل دين ضربه مىزند ، و آن كه تنها گناهى را مرتكب مىشود مانند كسى است كه در برابر پادشاه سر به نافرمانى بردارد و بخواهد سلطنت او را زايل كند ، و آن كه در انجام دادن خدمت معيّنى پادشاه را نافرمانى كرده است ؛ اين نافرمانى گاهى بخشوده مىشود ، در حالى كه گناه آن كسى كه زوال دولتش را خواسته است نابخشودنى است . يكى از دانشمندان گفته است : آنچه پيشينيان در آن سخن گفتهاند خاموش بودن از آن جفاست ، و در آنچه آنها سكوت كردهاند سخن گفتن از آن تكلّف و نابجاست .
ديگرى گفته است : حق گران است ؛ هر كه از آن تجاوز كند ستم كرده و هر كس در آن كوتاهى كند عجز نشان داده ، و آن كه در مورد آن سكوت كند به آن اكتفا كرده است . پيامبر ( ص ) فرموده است : « روش ميانه را برگزينيد كه تندرو به آن باز مىگردد و عقب افتاده به آن مىرسد . » « 117 » ابن عبّاس گفته است :
گمراهى در دلهاى اهل آن شيرين است ، خداوند فرموده است :
وَ ذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً
« 118 » و نيز :
أَ فَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً
« 119 » ، بنابراين هر چه پس از صحابه پديد آوردهاند ، و بيرون از حدّ ضرورت و نياز بوده لعب و لهو و بازيچه است . يكى از عارفان گفته است : اين كه ابدال در اطراف زمين پراكنده شده ، و از ديد همگى مردم پنهان ماندهاند براى اين است كه آنها
هامش
( 115 ) عراقى گفته است : اين حديث را دار قطنى در الافراء از حديث انس به سندى ضعيف نقل كرده است .
( 116 ) ما به مدرك اين حديث دست نيافتيم .
( 117 ) ما اين حديث را جز در النّهايه ابن اثير نيافتهايم . در حديث منقول از على ( ع ) آمده است : بهترين افراد اين امّت آنهايى هستند كه روش ميانه را برمىگزينند ، و در اين معنا رواياتى از اهل بيت ( ع ) وارد است از جمله آنها اين كه « شما پشتى ميانه باشيد تا تندرو به شما بازگردد ، و عقبمانده به شما بپيوندد . كافى ج 2 ، ص 75 .
( 118 ) انعام / 70 : كسانى كه دين خود را به بازى و سرگرمى گرفتند
( 119 ) فاطر / 8 : آيا كسى كه عمل بدش براى او زينت داده شده است و آن را خوب و زيبا مىبيند .