مردانى بودهاند و ما نيز مردانى هستيم و چون اعتماد بر آنچه از ديگرى شنيده مىشود تقليد به شمار مىآيد و ناپسند است ، اعتماد بر كتب و تصانيف به طريق اولى پسنديده نيست ، چه كتاب و تصنيف كار تازه و نوآورى است كه در زمان صحابه و اوائل دوران تابعين به هيچ وجه وجود نداشته ، و پس از سال 120 هجرى و وفات همگى صحابه و اكثر تابعين پديد آمده است ، بلكه متقدّمان نوشتن احاديث و تصنيف كتاب را ناپسند مىدانستند ، براى اين كه مبادا مردم به اين كار مشغول شوند ، و از حفظ كردن قرآن و تدبّر و تفكّر در آن باز مانند ، و گفتند : از بر كنيد همان گونه كه ما از بر مىكرديم . احمد بن حنبل مالك را به سبب گردآورى الموطّاء سرزنش مىكرد ، و به او مىگفت : با انجام دادن كارى كه صحابه نكردهاند بدعت پديد مياور . گفته شده است نخستين كتابى كه در اسلام تصنيف شده كتاب ابن جريح است كه در زمينهء اخبار و سنن « 109 » بوده و حروف تفسير را نيز مجاهد و عطا و اصحاب ابن عبّاس در مكّه گردآورى كردهاند ، پس از آن كتاب معمر بن راشد صنعانى است در يمن كه
هامش
( 109 ) اين گفته خلاف چيزى است كه بزرگان به آن تصريح كردهاند ، زيرا آنان گروهى از صحابه را داراى مجموعههايى از حديث دانستهاند ، براى سلمان فارسى صحابى كتاب حديث جاثليق رومى را ذكر كردهاند كه پس از رحلت پيامبر ( ص ) پادشاه روم او را به مدينه فرستاد ، در اين مورد به فهرست شيخ طوسى مراجعه شود . همچنين براى ابوذر غفارى كتاب خطبه را نقل كردهاند كه وقايع پس از رحلت پيامبر ( ص ) در آن تشريح شده است . براى رافع غلام پيامبر ( ص ) كتاب السّنن و الاحكام و القضايا را ذكر كردهاند . و نيز نوشتهاند امير مؤمنان على ( ع ) داراى كتابى بوده كه پيامبر خدا ( ص ) به او املا فرموده ، و آن حضرت آن را در صحيفهاى به نگارش درآورده و هر حلال و حرامى در آن مذكور بوده است . نيز براى امير مؤمنان ( ع ) صحيفهاى در ديات ذكر كردهاند كه آن را بر غلاف شمشير خود آويزان مىكرده ، و بخارى مطالبى از آن در صحيح خود نقل كرده است ، همچنين كتابى به نام الفرائض به او نسبت دادهاند ؛ به رجال ، نجاشى ، ص 5 و ص 255 ، در ترجمه محمّد بن عذافر ؛ صحيفة الرّضا ، ص 118 ، به شمارهء 135 ؛ صحيح بخارى ، باب كتابة العلم ، حديث نخست ، ج 1 ، ص 38 ؛ باب اثم من تبرّأ من مواليه ، ج 8 ، ص 192 ، و مسند ، احمد ، ج 1 ، ص 151 مراجعه شود . ابن شهر آشوب گفته است : نخستين كسى كه در حديث كتاب نوشتهء امير مؤمنان على بن ابى طالب ( ع ) است ، رواياتى كه از طريق شيعه و سنّى در دست است و به اين موضوع اشاره دارد مؤيّد اين مطلب است ، به كافى ، ج 7 ، ص 330 و بصائر الدّرجات ، ج 4 ، باب اوّل مراجعه شود .