تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
الطرق شتّى و طرقّ الحق مفردة * و السالكون طريق الحق افراد « 106 » لا يعرفون و لا تدرى مقاصدهم * فهم على مهل يمشون قصّاد « 107 » و للخلق فى غفله عمّا يراد بهم * فجلّهم عن سبيل الحق رقّاد « 108 »
خلاصه بيشتر مردم جز به آنچه آسانتر و با طبع سازگارتر است تمايل ندارند ، چه حقّ تلخ ، و آگاهى بر آن دشوار و فهم آن سخت ، و راه آن ناهموار است ، بويژه شناخت صفات دل و پاك كردن آن از خويهاى نكوهيده ، زيرا اين جان دادنى مستمرّ است ، و پويندهء اين راه به منزلهء بيمارى است كه به اميد بهبود داروى تلخ را سر مىكشد ، و در حكم كسى است كه تمام عمر را روزه مىگيرد ، او سختيها را تحمّل مىكند ، تا در آن هنگام كه مرگ فرا مىرسد افطار كند ، و چگونه ممكن است چنين راهى پويندگان فراوان داشته باشد ، از اين رو گفته‌اند : در بصره يكصد و بيست واعظ و اندرزگو وجود داشت كه جز شش تن از آنها هيچ كدام از علم اليقين و احوال قلوب و صفات باطن سخن نمىگفتند ، و براى شنيدن موعظه و اندرز آنها خلق بىشمارى مىنشست ، و در مجلس اينها جز تعداد كمى كه از ده تن تجاوز نمىكرد كسى حضور نمىيافت . زيرا آنچه نفيس و ارزشمند است جز شايستهء خواصّ نيست ، و آنچه در دسترس عموم است امر آن آسان است .

11 - عالم بايد در علوم خود بر بينش خويش و با كمك صفاى قلب بر ادراكش تكيه داشته باشد

( 1 ) و بر كتاب و نوشته و يا تقليد آنچه از ديگران مىشنود اعتماد نكند ، چه تنها صاحب شريعت در آنچه دستور داده و گفته است سزاوار تقليد است ، و اين كه از صحابه تقليد مىشود بدين سبب است كه فعل آنها دليل است بر اين كه دستور آن را از پيامبر ( ص ) شنيده‌اند . مىگويم : امّا ما طايفهء شيعه از همگى صحابه تقليد نمىكنيم ، بلكه تنها از
هامش
( 106 ) راهها مختلف است و راه حقّ يكى است پويندگان راه افرادى هستند . ( 107 ) شناخته نمىشوند و مقصد آنها دانسته نيست آنان آهسته گام برمىدارند و ميانه‌رو هستند . ( 108 ) و مردمان از آنچه درباره آنها اراده شده است غافلند اكثر آنها از راه حقّ بىخبر و خفته‌اند .