دنيا كه آن زهد است .
امّا ترس از خدا مأخوذ از قول خداوند متعال مىباشد كه فرموده است :
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ
، و خشوع از آيه :
خاشِعِينَ لِلَّهِ لا يَشْتَرُونَ بِآياتِ اللَّهِ ثَمَناً قَلِيلًا
« 96 » و تواضع از آيهء :
وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
« 97 » و خوشخويى از آيهء :
فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ
« 98 » و زهد از آيه :
وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ
« 99 » اخذ شده است . هنگامى كه پيامبر خدا ( ص ) آيهء :
فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ
« 100 » را تلاوت فرمود ، عرض شد : اى پيامبر خدا منظور از اين شرح صدر چيست ؟ فرمود : « چون نور در دل افتد سينه گشاده و فراخ شود . » عرض كردند : آيا اين هيچ علامتى دارد ؟ فرمود :
« آرى ، دورى جستن از سراى فريب ( دنيا ) ، و بازگشتن به سراى جاويد ( آخرت ) و آماده شدن براى مرگ پيش از فرا رسيدن آن . » « 101 »
10 - عالم بايد بيشتر بحث و تلاش خود را متوجّه علم اعمال كند ،
( 1 ) و بداند چه چيزهايى عمل را تباه ، دل را پريشان ، وسوسهها را تحريك مىكند ، و شرّ و بدى را به وجود مىآورد ، زيرا اساس دين عبارت از حفظ نفس از بديهاست چنان كه گفتهاند : « 102 »
عرفت الّشّر لا للشّرّ لكن لتوقيه * و من لا يعرف الشّر من الناس يقع فيه « 103 »
هامش
( 96 ) آل عمران / 199 : . . . در برابر ( فرمان ) خداوند خاضعند ، و آيات خدا را به بهاى ناچيزى نمىفروشند .
( 97 ) شعراء / 215 : و بال و پر خود را براى مؤمنانى كه از تو پيروى مىكنند بگستر .
( 98 ) آل عمران / 159 : از پرتو رحمت الهى در برابر آنها نرم ( و مهربان ) شدى .
( 99 ) قصص / 80 : كسانى كه علم و دانش به آنها داده شده بود گفتند واى بر شما ثواب الهى بهتر است براى آنانى كه ايمان آوردهاند .
( 100 ) انعام / 125 : كسى را كه خدا بخواهد هدايت كند سينهاش را براى ( پذيرش ) اسلام گشاده مىسازد .
( 101 ) درّ المنثور ، ج 3 ، ص 44 .
( 102 ) بدى را شناختم نه به خاطر بدى بلكه براى پرهيز از آن و هر كس از مردم بدى را نشناسد در آن مىافتد .
( 103 ) بدى را شناختم نه به خاطر بدى بلكه براى پرهيز از آن و هر كس از مردم بدى را نشناسد در آن مىافتد .