مىآورد ، رخسار او گوياى دانش اوست ، چه : الجواد عينه فراره « 87 » لذا علماى آخرت با ملاحظه سيما و آرامش و نرمش و فروتنى آنها شناخته مىشوند ، گفتهاند : حق تعالى هيچ بندهاى را لباسى خوبتر از فروتنى توأم با آرامش نپوشانيده است . زيرا اين لباس پيامبران ( ع ) و سيماى صدّيقان و عالمان است .
امّا ناسنجيده سخن گفتن و تظاهر به سخنورى كردن و بسيار خنديدن و تندى در حركت و گفتار همه از نشانههاى ناسپاسى و احساس ايمنى و غفلت از خشم شديد خداوند و كيفرهاى سخت اوست ، اينها همه عادت شيفتگان دنياست كه از خداوند غافلند ، نه روش عالمان ، زيرا چنان كه سهل شوشترى گفته است دانشمندان سه دستهاند : « دستهاى عالم به اوامر خدايند نه به ايّام او ، اينان فتوا دهندگان به حلال و حرامند ، و اين علم موجب خشيت و بيم از خداوند نيست . دستهء دوّم عالم به خدايند و عالم به اوامر و ايّام او نيستند ، و اينان عبارت از همهء مؤمنانند ، دستهء سوّم عالم به خدا و به اوامر و ايّام او مىباشند ، و اينان صدّيقانند ، و خشيت و بيم از خداوند و فروتنى و اظهار عجز در برابر او تنها بر دلهاى اينان غلبه دارد . مراد از ايّام خدا انواع مجازاتهاى سخت و عذابهاى باطنى است كه بر امّتهاى سابق و لا حق جارى ساخته است ، و هر كس از اينها آگاهى داشته باشد ترس او از خداوند شديد ، و فروتنى و تسليم در برابر او ، در وى پديد مىآيد . » مىگويم : كافى به سند خود از ابى بصير « 88 » روايت مىكند كه گفته است :
از ابى عبد اللّه ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : « امير مؤمنان فرموده است : اى طالب علم ، دانش داراى فضيلتهاى بسيارى است ( اگر مجسّم شود ) فروتنى سر او ، بر كنارى از حسد چشم اوست ، گوشش فهم ، زبانش راستى ، حافظهاش بررسى ، دلش حسن نيّت خردش شناخت اشيا و امور ، دستش رحمت ، پايش ديدار دانشمندان ،
هامش
( 87 ) جوهرى مىگويد : فرار به ضمّ فاست و گاهى هم مفتوح مىشود ، و معناى اين مثل اين است كه : ديدن آن اسب تو را بىنياز مىكند از اين كه او را آزمايش كنى ، و دندانهايش را بنگرى .
( 88 ) ج 1 ، ص 48 ، شمارهء 2 .