تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
گردآورى و انباشتن مال كه فرمانبردار هواى خويش است ، شبيه‌ترين موجودات به اين دو چهارپايان چرنده‌اند . البتّه هنگامى كه حاملان علم بميرند با مرگ آنان علم از ميان مىرود ، امّا زمين از كسى كه با حجّت و برهان ، دين خدا را بر پا بدارد خالى نيست ؛ او يا ظاهر است و مكشوف ، و يا ترسان است و مقهور ، تا حجّتها و دلايل روشن خداوند از ميان نرود ؛ و ايشان چندند و كجايند ؟ اينان در عدد كمترين ، و در مرتبه از همه بزرگترند ؛ وجودشان ناپيدا ، و صورتهايشان در دلها برجاست حقّ تعالى حجّتهاى خود را به وسيلهء آنها محفوظ مىدارد ، تا آنها را به امثال خود بسپارند ، و در دلهاى نظاير خود بكارند ؛ حقيقت علم به آنان رو آورده است ، و راحت يقين را دريافته‌اند ، و آنچه را خوشگذرانها سخت و دشوار ديده‌اند آنان سهل و آسان يافته‌اند ، و با آنچه غفلت‌زدگان از آن وحشت دارند انس و خو گرفته‌اند . دنيا را با بدنهايى همراهى مىكنند كه ارواح آنها به جايگاه اعلا وابسته است ؛ آنان دوستان خداوند از ميان آفريدگان اويند ، و كارگزاران او در زمين ، و دعوتگران دين او مىباشند سپس آن حضرت گريست ، و فرمود : چقدر مشتاق ديدار آنانم . » بنابراين آنچه آن حضرت در پايان اين گفتار ذكر فرموده در توصيف عالمان آخرت است ، و آن علمى است كه بيشتر آن ثمرهء عمل و مجاهدتى دائمى است . مىگويم : من اين حديث را در آن جا كه از علم آخرت سخن گفته شده با مختصر اختلافى در الفاظ ضمن اخبار ديگرى در توصيف علماى آخرت كه در آن جا سودمند بوده است ، پيش از اين ذكر كرده‌ام .

8 - « عالم بايد به تقويت يقين سخت توجّه داشته باشد ،

( 1 ) چه در دين يقين به منزلهء سرمايه است ؛ پيامبر ( ص ) فرموده است : « يقين همهء ايمان است . » « 82 » و ناگزير بايد علم يقين را فرا گرفت ، و مقصودم اوايل اين علم است ، چه پس از اين
هامش
( 82 ) عراقى گفته است : بيهقى در زهد ، و خطيب در تاريخ خود آن را از حديث ابن مسعود روايت كرده است .