تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
سرباز زند ، ليكن اين تصديق او برخاسته از شناخت محقّق و سنجيده‌اى نباشد ، اين حالت را اعتقاد نزديك به يقين مىگويند ، زيرا اگر دارندهء اين اعتقاد نيكو تأمّل كند ، و به تشكيك و تجويز امر مورد قبول خود گوش فرا دهد ، مجالى براى تصديق آن در پيش روى خويش خواهد يافت . اعتقاد عوام در همهء مسائل شرعى از همين گونه است ، زيرا اين مسائل به مجرّد شنيدن در نفوس آنها راسخ و جايگزين شده است ، تا آن حدّ كه هر دسته‌اى به درستى مذهب خود و صحّت عقيدهء رهبر و پيروان آن مذهب مطمئن است ، و اگر به يكى از آنان امكان خطاى پيشوايش گوشزد شود از قبول آن اظهار نفرت و بيزارى مىكند .

4 - شناخت محقّق حاصل از طريق برهان را كه شكّ در آن نيست و تشكيك در آن به هيچ روى قابل تصوّر نمىباشد .

( 1 ) به مناسبت اين كه وجود و امكان شكّ در آن ممتنع است متكلّمان آن را يقين مىخوانند . مثال آن اين است كه هر گاه به عاقل گفته شود : آيا در عالم وجود چيزى هست كه قديم باشد ، او نمىتواند بلافاصله و بدون تفكّر پاسخ دهد ، چه قديم نامحسوس است و مانند خورشيد و ماه نيست كه به كمك حسّ از وجود آن آگاه شويم و علم به وجود شئى قديم مانند علم به اين كه دو تا بيش از يكى است اولى و ضرورى نيست ، يا مانند علم به اين كه حدوث هر پديده‌اى بدون سبب محال است ، چه اين هم مطلبى بديهى و ضرورى است . بنابراين در خور عقل است كه از تصديق به وجود قديم پيش از آن كه بينديشد ، به گونه‌اى ارتجالى و ناگهانى خوددارى كند . پاره‌اى از مردم اين مطالب را مىشنوند ، و به مجرد شنيدن ، آنها را به طور جزم و قطع تصديق مىكنند ، و بر آن عقيده پايدار مىمانند ، و اين را « اعتقاد » مىگويند كه ويژگى همهء عوام است . برخى از مردم اين امر را با ارائهء برهان تصديق مىكنند ، به اين ترتيب كه به او گفته مىشود : اگر در عالم وجود ذات قديمى نباشد لازم مىآيد همه موجودات حادث باشند ، و اگر همهء موجودات حادث باشند ناگزير حادث بدون سبب خواهند بود ، و يا منتهى به حادثى بلا سبب خواهند شد ، و اين محال است ، و آنچه به محال منتهى مىشود نيز محال است ، بنابراين لازم مىآيد