حقير و قدر و منزلت دانش از ديدگاه آنها بزرگ بود ، چه آنها فكر مىكردند كه اگر علم ارزشمند و گرانبها نبود دانشمندان آن را اختيار نكرده بر دنيا ترجيح نمىدادند ، و اگر دنيا حقير و پست نبود آن را رها نساخته و از آن اعراض نمىكردند ، و چون عالمان روزگار ما نزد پادشاهان و اهل دنيا مىروند ، و دانش خود را در اختيار آنها مىگذارند تا از دنياى آنها چيزى به دست آورند . لذا دنيا در چشم آنان بزرگ و علم در نزد آنها كوچك گرديده است .
يكى از عالمان « 70 » ما گفته است : « بدان آنچه در اين باره نكوهيده شمرده شده مطلق پيروى از حاكم به هر صورتى كه اتّفاق افتد نيست ، بلكه مورد نكوهش اين است كه عالم به منظور اين كه حاكم زمينهساز اهداف او باشد ، و وسيلهء بالا رفتن شوؤن او در جامعه و برترى وى بر اقران ، و افزايش آبرو و مقدار او گردد از او پيروى كند ، و دنيادوستى و رياستطلبى و امثال اينها انگيزهء او باشد ؛ امّا اگر پيروى او از حاكم بدين منظور است كه وى را وسيلهء اقامهء نظام نوع ، اعتلاى كلمهء دين ، ترويج حقّ ، ريشهكن ساختن اهل بدعت ، امر به معروف و نهى از منكر و مانند اينها قرار دهد ، بىشك اين پيروى نه تنها جايز است بلكه از بهترين اعمال شمرده شده است ، و به همين طريق بايد ميان رواياتى كه مبتنى بر نكوهش متابعت از حاكم است و احاديثى كه در اين مورد رخصت داده است جمع كرد .
گروهى از بزرگان اصحاب ائمّه ( ع ) در ورود به دستگاه خلفا و سلاطين از همين رخصت استفاده كردهاند مانند علىّ بن يقطين ، عبد الله نجاشى ، ابو القاسم بن روح كه يكى از نوّاب چهار گانه است ، محمّد بن اسماعيل بن بزيع ، نوح بن درّاج و جز اينها ، و از فقيهان مانند دو سيّد بزرگ مرتضى و رضىّ و پدر آنها ، خواجه نصير الدّين طوسى ، علّامه بحر العلوم جمال الدّين بن مطهّر و جز اينان .
هامش
( 70 ) مقصود شهيد دوّم است كه آن را در « منية المريد » ذكر كرده است ، ص 21 چاپ ملحق به روض الجنان .