داشت كه زيورهاى دنيا از نظرش ناپديد باشد مبادا از آن جامهء فاخرى برگيرد ، يا دنيا را جاى آرميدن بشمارد ، و اميد درنگ در آن داشته باشد ؛ لذا آن را از جان خويش بكلّى بيرون راند ، و از دل خود دور ساخت ، و از جلو چشمش پنهان گردانيد . آرى چنين است كسى كه چيزى را دشمن مىدارد از اين كه به آن نظر كند ، و نام آن نزد او برده شود نيز بيزار است .
در روش زندگى پيامبر خدا كه درود خداوند بر او و خاندانش باد چيزهايى است كه تو را به زشتيهاى دنيا و عيبهاى آن آگاه مىسازد ، زيرا او با بستگان خود در دنيا گرسنه به سر برد ، و با همهء تقرّبى كه در پيشگاه خداوند داشت زيب و زيور دنيا از او به دور داشته شد ؛ بنابراين بيننده بايد با چشم خرد بنگرد كه آيا خداوند با اين كار محمّد ( ص ) را گرامى داشته و يا خوار ساخته است . اگر بگويد خوار كرده است دروغ گفته و به خداوند بزرگ سوگند بهتان بزرگى زده است ، و اگر بگويد او را گرامى داشته بايد بداند كه خداوند آن ديگرى را خوار داشته كه دنيا را براى او فراخ و گسترده ساخته ، زيرا آن را از مقرّبترين كسان به درگاهش دريغ داشته است . بنابراين كسى كه مىخواهد تأسّى جويد بايد از پيامبر خود پيروى كند و در پى او گام بردارد ، و به هر جا او وارد شده به آن جا در آيد . و اگر چنين نكند از هلاكت ايمن نخواهد بود ، زيرا خداوند محمّد ( ص ) را نشانهء قيامت و مژده دهندهء بهشت و بيمدهندهء عقوبتها و كيفرها قرار داده است .
آرى او با شكم گرسنه از دنيا رفت . و با قلبى سليم به ديار آخرت وارد شد او تا آنگاه كه به سراى باقى شتافت و دعوت پروردگارش را اجابت كرد سنگى بر روى سنگى ننهاد ، چه بزرگ است منّت خدا بر ما كه نعمت وجود چنين رهبرى را به ما عطا فرمود تا از او پيروى كنيم ، و به دنبال چنين پيشوايى گام برداريم . به خدا سوگند من به اين جبّهء خود آن قدر وصله زدم كه ديگر از وصله زنندهء آن شرم كردم ، كسى به من گفت : ديگر اين لباس كهنه را از خود دور نمىكنى گفتم از من دور شو كه : عند الصباح يحمد القوم السرى » « 63 »
هامش
( 63 ) راهيان شب در بامداد مورد ستايش قوم قرار مىگيرند .