خود قرار مىداد ، و جامهء زبر مىپوشيد ، و طعام خشن مىخورد ، و نان خورش او گرسنگى بود ، چراغ شبش مهتاب و سرپناهش در زمستان خاوران و باختران ( اين طرف و آن طرف ) زمين بود ، ميوه و سبزى خوشبوى او گياهى بود كه از زمين براى چهارپايان مىروييد ؛ او نه همسرى داشت كه وى را شيفتهء خود كند ، و نه فرزندى كه او را دچار اندوه سازد ، و نه مالى كه او را به خود مشغول گرداند ، و نه طمعى كه وى را به خوارى افكند . پاهايش مركب او ، و دستهايش خدمتكار وى بود .
از پيامبر پاك و مطهر خود كه درود خدا بر او و خاندانش باد پيروى كن ، زيرا او نمونه است براى كسى كه بخواهد تأسّى كند . و انتسابى شايسته است براى كسى كه خود را به جايى نسبت دهد . محبوبترين بندگان نزد خداوند كسى است كه به پيامبر او اقتدا كند ، و به دنبال او گام بردارد . او لقمهء دنيا را با اطراف دندان مىجويد يعنى به خوراك كم بسنده مىكرد ، و به دنيا توجّهى نداشت . از همهء مردم دنيا بيشتر پهلويش از آن تهى ، و شكمش از همگان گرسنهتر بود ؛ نعمات دنيا به او پيشنهاد شد ، ليكن از پذيرفتن آن خوددارى كرد ، او آن چيزى را كه خداوند دشمن داشته است دشمن مىداشت ، و آنچه را خداوند حقير شمرده او نيز حقير شمرد ، و چيزى را كه خداوند خرد و كوچك دانسته او نيز خرد و ناچيز مىدانست ، و اگر در ما جز دوستى آنچه را خدا و پيامبرش دشمن داشته ، و بزرگداشت آنچه را كه خداوند كوچك و حقير شمرده چيز ديگرى نبود ، براى دشمنى با خدا و مخالفت با دستور او كافى بود .
پيامبر ( ص ) بر روى زمين طعام مىخورد ، و مانند بردگان مىنشست ، و به دست خود بر كفش و جامهاش وصله مىزد ؛ بر الاغ برهنه سوار مىشد ، و يكى را هم در پشت سر خود سوار مىكرد . پردهاى بر در اطاقش آويخته ديد كه در آن تصويرهايى بود ، به يكى از همسرانش فرمود : اى زن اين را از نظر من پنهان كن ، زيرا هنگامى كه به آن مىنگرم به ياد زيب و زيور دنيا مىافتم . او با تمام قلب خويش از دنيا رو گردانيد ، و ياد آن را از خود دور ساخت ، و دوست
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: الفيض الكاشاني
ص٢٥٤