و نيز به سند خود از ابى عبد اللّه ( ع ) روايت كرده كه فرموده است : « علم همنشين با عمل است كسى كه عالم شده عمل مىكند ، و آن كه عمل مىكند عالم شده است ؛ علم عمل را ندا مىدهد ؛ اگر پاسخ مثبت به او ندهد از آن رخت برمىبندد . « 15 » و نيز از آن حضرت روايت شده كه فرموده است : « اگر عالم به علمش عمل نكند ، مواعظ او مانند بارانى كه بر سنگ صاف فرو ريزد از دلها زدوده مىشود . » « 16 » و نيز از آن بزرگوار نقل شده كه فرموده است : « كسى كه حديث را براى سود دنيا بخواهد ، در آخرت بهرهاى براى او نيست ، و كسى كه از آن سود آخرت را خواهان باشد ، خداوند خير دنيا و آخرت را به او عطا مىكند . » « 17 » و نيز فرموده است : « هر گاه ديديد عالم دوستدار دنياى خويش است ، بر دينتان نسبت به او بدگمان باشيد ، زيرا هر كس دوستدار چيزى باشد همان را در حيطهء حفاظت خود قرار مىدهد . » « 18 » و فرموده است : « خداوند به داوود ( ع ) وحى فرمود كه ميان من و خودت عالم شيفتهء دنيا را حايل قرار مده كه تو را از طريق محبّت من باز مىدارد ، زيرا آنان در راه بندگان مريد من رهزنانند ؛ كمترين كارى كه من با آنها مىكنم اين است كه شيرينى راز و نياز با خودم را از دلهاى آنها برمىدارم . » « 19 » و نيز از آن حضرت روايت است كه پيامبر ( ص ) فرمود : « فقيهان مادام كه داخل دنيا نشدهاند امناى پيامبرانند ؛ عرض شد : اى پيامبر خدا ! دخول آنها در دنيا چيست ؟ فرمود : پيروى آنها از حكّام است ؛ هنگامى كه چنين كنند نسبت به دين خود از آنها بر حذر باشيد . » « 20 » و نيز فرموده است : « طالبان علم سه دستهاند ، آنها را با صفاتشان بشناسيد :
هامش
( 15 ) همان مأخذ ، ص 44 ، به شمارهء 2 .
( 16 ) همان مأخذ ، ص 44 ، به شمارهء 3 .
( 17 ) همان مأخذ ، ص 46 ، به شمارهء 2 .
( 18 ) همان مأخذ ، ص 46 ، به شمارهء 4 ، العلم ، ابن عبد البرّ ؛ المختصر ، ص 92 .
( 19 ) همان مأخذ ، ص 46 ، به شمارهء 4 ؛ العلم ، ابن عبد البرّ ؛ المختصر ، ص 92 .
( 20 ) همان مأخذ ، ص 46 ، به شمارهء 5 .