گروهى علم را براى نادانكارى و جدال طالبند ؛ دستهاى آن را براى گردنفرازى و فريبكارى خواهانند ، و جمعى آن را براى فهميدن و تعقّل به دست مىآورند .
آن كه علم را براى جهل و جدل طالب است آزاردهنده و مجادلهگر است ، در مجالس مردم با طرح مطالب علمى و توصيف حلم و بردبارى داد سخن مىدهد ، جامهء خشوع و فروتنى به تن كرده ، ليكن از ورع و پرهيزگارى دست كشيده است ، از اين رو خداوند سرش را بر سنگ مىكوبد ، و رشته زندگىاش را پاره مىكند . و آن كه علم را براى گردنفرازى و فريبكارى مىخواهد نيرنگباز و چاپلوس است ، بر همگنان گردنكشى و نسبت به توانگرانى كه پستتر از اويند فروتنى مىكند ؛ حلوايشان را مىخورد ، و دين خود را پايمال مىكند . لذا خداوند آوازهء او را محو ، و آثار او را از ميان دانشمندان قطع مىكند . امّا آن كه علم را براى فهميدن و انديشيدن به دست آورده است پيوسته افسرده دل و دچار اندوه و بىخوابى است ، در تاريكى شب به پا مىخيزد ، و به عبادت خدا رو مىآورد ، كار مىكند و ترسان و نگران است ؛ مشفقانه براى ديگران دعا مىكند و به اصلاح حال خود مشغول است ؛ مردم زمان خود را مىشناسد ، و از مطمئّن ترين برادران خويش گريزان است . به همين سبب خداوند پايههاى زندگى او را محكم مىسازد ، و در روز رستاخيز به او امان ارزانى مىدارد . » « 21 » و نيز فرموده است : « خداوند از جاهل ، هفتاد گناه را مىآمرزد پيش از آن كه از عالم يك گناه بيامرزد . » « 22 » و نيز فرمود : « عيسى بن مريم ( ع ) گفته است : واى بر علماى بد كه چگونه آتش بر آنها شعلهور خواهد شد . » « 23 » شيخ صدوق در كتاب خصال « 24 » به سند خود از امام صادق ( ع ) روايت
هامش
( 21 ) همان مأخذ ، ص 49 ، به شمارهء 5 .
( 22 ) همان مأخذ ، ص 47 ، به شمارهء 1 .
( 23 ) همان مأخذ ، ص 47 ، به شمارهء 2 .
( 24 ) ابواب السّبعه .