و ما هو الا ذبالة و قدت * تضئى للناس و هى تحترق « 21 »
و چنانچه عالم به تعليم ديگران اشتغال ورزد ، كارى بزرگ و امرى سترگ را بر عهده گرفته است ، و بايد آداب و وظايف آن را به شرح زير به كار بندد :
1 - بايد نسبت به دانشجويان مهربان باشد ،
( 1 ) و آنان را مانند فرزندان خود بداند . پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « من براى شما مانند پدر نسبت به فرزندش مىباشم » « 22 » چه هدف آن حضرت رهايى دادن آنها از آتش آخرت است ، و اين امر مهمتر است از اين كه پدر و مادر بخواهند فرزندشان را از آتش دنيا نجات دهند . از اين رو ، حق استاد از حقّ پدر و مادر بزرگتر است ، زيرا پدر سبب وجود حاضر فرزند و واسطهء بهرهمندى از زندگانى ناپايدار دنياست ، و معلّم سبب حصول زندگانى جاويد آخرت است ، و اگر معلّم نباشد آنچه از جهت پدر حاصل شده به هلاكت ابدى خواهد پيوست ، همانا معلّم كسى است كه براى زندگانى دائمى آخرت سودمند باشد ، يعنى علوم آخرت را تعليم دهد ، يا علوم دنيا را به خاطر مقاصد آخرت به شاگرد بياموزد ، نه به قصد دنيا ، زيرا تعليم و آموزش به خاطر مطامع دنيوى هم موجب هلاكت خود وى و هم نابودى ديگران است ، و ما از آن به خدا پناه مىبريم .
و همان گونه كه فرزندان يك پدر بايد همديگر را دوست بدارند ، و در راه رسيدن به مقاصد يار و كمككار هم باشند ، سزاوار است شاگردان يك استاد نيز با يكديگر دوستى پيشه كنند ؛ بىشك اگر مقصود آنها آخرت است بايد چنين باشند ، و اگر هدف آنان دنياست جز حسادت و بغض و كينه ميان آنها نخواهد بود ، زيرا دانشمندان و طالبان آخرت پويندگان راه حقّ و مسافرانى به سوى آن هستند . دنيا و سالها و ماههاى آن منزلگاههاى اين راه است ، و با توجّه
هامش
( 21 ) او نيست مگر همچون فتيلهاى افروخته مردم را روشنى مىدهد و خودش مىسوزد
( 22 ) سنن ، دارمى ، ج 1 ، ص 172 ، با همين الفاظ از ابى هريره ؛ سنن ، ابو داوود ، ج 1 ، ص 2 ، از سلمان ؛ سنن ، ابن ماجه ؛ صحيح ، ابن حبّان ؛ مسند ، احمد ؛ سنن نسائى از ابى هريره ؛ الجامع الصغير ، باب الف ، مشكاة المصابيح ، ج 1 ، ص 42 .