رسيدن به آن برنخاسته ، و اگر برخاسته قصد امتثال و بندگى خداوند را نداشته است بلكه هدف دنيايى داشته از اصحاب شمال ، و از گمراهان مىباشد ، و براى اوست ،
فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ . وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ
« 20 » .
وظايف معلّم رهنما
: ( 1 ) بدان انسان نسبت به دانشى كه دارد ، داراى چهار حالت است ، همان گونه كه نسبت به گردآورى مال نيز داراى اين حالات چهارگانه مىباشد ، چرا كه دارندهء مال نخست در حال استفاده و اكتساب است ، و سپس در حال ذخيره كردن مالى است كه به دست آورده ، و به سبب آن غنى و از ديگران بىنياز شده ، و پس از آن حالت انفاق بر خويش و بهره بردن از آن و سپس حالت بذل و بخشش به ديگران است تا سخّى و بخشنده شمرده شود . و اين با ارزشترين حالات آن مىباشد ، علم نيز به همين گونه مانند مال گردآورى مىشود ، حالت اوّل طلب و اكتساب است ، ديگر حالت تحصيل آن است تا از ديگران بىنياز شود ، و سپس حالت استبصار و بينش است كه عبارت از تفكّر و بهره بردن از دانش به دست آمده است ؛ حالت چهارم دادن بينش به ديگران است كه اين با ارزشترين حالات آن مىباشد . بنابراين هر كس دانش فرا گيرد .
و بدان عمل كند ، و آن را به ديگران بياموزد ، در ملكوت آسمانها بزرگ خوانده مىشود ، زيرا وى مانند خورشيد هم خود روشن است و هم روشنى بخش ديگران است ، و همچون مشك است كه خوشبوست و ديگران را خوشبو مىكند . امّا كسى كه علمى به دست آورد ، و آن را به كار نبندد مانند دفترى است كه به ديگران فايده مىرساند ، و خود از علم خالى است ، و همچون سنگى است كه چاقو را بدان برّنده و تيز مىكنند ليكن خود برّان نيست ، و مانند سوزن است كه ديگران را مىپوشاند ، و خود برهنه است ، و چون فتيلهء چراغ است كه خود مىسوزد و به ديگران روشنى مىدهد . شاعر در اين باره گفته است :
هامش
( 20 ) واقعه / 92 و 93 : . . . پس با آب جوشان دوزخ پذيرايى مىشود ، سپس سرنوشت او ورود در آتش جهنم است .