تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
تباهيهايى نيست كه به وجود مىآورد ، و اگر از باطن دانشجو چنين درك شود كه علم را تنها به خاطر دنيا مىطلبد ، بايد معلّم بنگرد كه چه دانشى مطلوب اوست اگر از نوع علوم دنيوى است كه به دين مربوط مىشود او را از آن منع كند ، زيرا اينها از علومى نيستند كه دربارهء آنها گفته شده است : علم را براى غير خدا فرا گرفتيم ، و علم امتناع كرد از اين كه براى غير خدا باشد ، و اگر علمى كه مطلوب دانشجو است از علوم آخرت است ليكن قصد او تحصيل دنياست اشكالى ندارد كه او را بگذارند تا آن را بياموزد ، زيرا اگر چه او به طمع اين كه واعظى شود ، و مردمى را پيرو خود گرداند براى تحصيل علم آستين بالا زده است ، ليكن ممكن است در اثناى اين كار يا پايان آن ، به سبب دانستن امورى كه خداوند بدانها مردمان را بيم داده ، و دنيا را ناچيز شمرده و آخرت را بزرگ داشته است ، بيدار شود ، و به زودى به راه صواب و آخرت باز گردد ، و خود از آنچه ديگران را پند مىدهد پند گيرد . دوستى مقام و مقبوليّت در ميان مردم همچون دانه‌هايى است كه شكارچى پيرامون دام مىپاشد ، تا به وسيلهء آنها مرغان را شكار كند ، و بارى تعالى اين روش را با بندگان خود از آن رو به كار برده است كه در آنها شهوت آفريده است تا به وسيلهء آن نسلها باقى بماند ، و دوستى مقام را نيز براى آن خلق كرده است تا علوم پيدا و احيا گردد . آنچه گفته شد مىتواند در علم تفسير ، حديث ، شناخت اخلاق نفس و چگونگى تهذيب آن مورد انتظار باشد ، امّا به مجادلات متكلّمان و شناخت فرعهاى غريب مسائل و امثال آنها بسنده كردن و از ديگر علوم رو گردانيدن جز سنگدلى و فراموشى از خدا و دوام گمراهى و طلب جاه و مقام حاصلى ندارد ، مگر اين كه خداوند با رحمت واسعهء خود از لغزشهاى او درگذرد ، و يا وى علوم دينى را با اين دانشها بياميزد . بر آنچه گفته شد هيچ برهانى چون تجربه و مشاهده نيست . اينك بنگر و عبرت گير و بينش اندوز تا حقيقت اين مطلب را در بلاد و عباد مشاهده كنى و الله المستعان . يكى از دانشمندان را غمگين ديدند ، به او گفته شد : تو را چه شده است ؟