تو داراى اهميّت است ، چيزى است كه به دنيا و آخرت تو مربوط مىشود ، و هر گاه ميسّر نشود ميان لذّتهاى دنيا و نعمتهاى آخرت جمع كنى ، چنان كه قرآن بدان گويا ، و انوار بينشى كه به منزلهء چشم سر است بدين گواه است ، پس مهمّتر آن چيزى است كه هميشه مىماند و پايدار است ، در اين صورت دنيا منزلگاه ، بدن مركب و اعمالى كه انجام مىدهى تلاش براى رسيدن به مقصد است ، و مقصد تنها لقاى پروردگار متعال است ، چه آن متضمّن همهء نعمتها و آسايشهاست ، هر چند در اين جهان كسى جزو اصلان به حق ارزش اين سعادت را نمىداند ، و اينان نيز اندكند .
علوم در رابطه با سعادت لقاى پروردگار متعال و نظر كردن بر رخسار كريم او ، يعنى نظرى كه پيامبران ( ص ) آن را درك كرده و طالب آن بودهاند نه آنچه عوام و متكلّمان فهميدهاند سه مرتبه دارد كه به كمك قياس مىتوان آن را شناخت و قياس آن اين است كه بردهاى آزادى و تمكّنش در رسيدن به پادشاهى منوط به اداى حجّ شود ، و به او بگويند : اگر حجّ به جا آورى و آن را به اتمام رسانى هم به آزادى مىرسى و هم به پادشاهى ، و اگر سفر حجّ را آغاز و آمادگيهاى لازم را فراهم كنى ليكن در ميان راه امرى ضرورى مانع ادامهء آن شود ، تنها آزادى و رهايى از رنج بردگى را به دست خواهى آورد ، و سعادت مملكتدارى نصيب تو نخواهد شد . در اين هنگام اين برده سه كار را بايد انجام دهد : اوّل تهيّهء اسباب سفر مانند خريدن شتر سوارى ، فراهم كردن مشك آب ، و آماده ساختن توشهء راه . دوّم جدايى از وطن و پيمودن راه بيابان از منزلى به منزل ديگر ، و روى آوردن به خانهء خدا . سوّم اداى مناسك حجّ هر ركنى پس از ركن ديگر ، وى پس از بيرون آمدن از جامهء احرام ، و به جا آوردن طواف وداع ، استحقاق آزادى و سلطنت دارد . همچنين وى در هر مقام يعنى از همان آغازى كه به تهيّه اسباب سفر مىپردازد تا آخر آن ، و از نخستين گامى كه در پيمودن راه بيابانها برمىدارد تا پايان آن ، و از اوّلين ركن حجّ تا آخرين اركان داراى منازلى است ، چه كسى كه اركان حجّ را آغاز كرده نزديكى او به سعادت مانند نزديكى كسى نيست كه مشغول فراهم كردن زاد و راحله و يا نخستين گام را در
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 220
مساهمون: الفيض الكاشاني
ص٢٢٠