درجهء پيامبران است كه درود خدا بر آنها باد ، سپس مرتبهء اوليا و پس از آن كسانى است كه به آنها نزديكند . نقل شده كه صورت دو حكيم الهى را در مسجد ديدند كه در دست هر يك رقعهاى بود كه در يكى نوشته شده بود : « اگر همهء چيزها را بدانى گمان مبر كه چيزى مىدانى مگر آنگاه كه خدا را بشناسى و بدانى كه او مسبّب اسباب و پديدآورندهء اشياست . » و در رقعه ديگرى آمده بود :
« من پيش از آن كه خدا را بشناسم مىآشاميدم و تشنه مىشدم ، و چون خدا را شناختم بىآن كه بياشامم سيراب شدم . »
7 - دانشجو بايد عواملى را كه به وسيلهء آنها به ارزش هر علم پى مىبرد ، بشناسد ،
( 1 ) و مقصود از اين عوامل دو چيز است يكى ثمرات علم ، و ديگرى استحكام و قوّت ادلّه آن ، مانند علم دين و دانش پزشكى ، چه ثمرهء علم دين زندگى جاودانى ، و فايدهء دانش پزشكى زندگى ناپايدار دنياست . از اين رو علم دين شريفتر از دانش پزشكى است ، و نيز مانند علم حساب و دانش طبّ كه دانش حساب اشرف است زيرا ادلّهء آن قوىتر و مطمئنتر مىباشد . و اگر علم حساب با دانش پزشكى مقايسه شود به اعتبار ثمرات علم طبّ اين دانش از علم حساب با ارزشتر و از نظر قوّت ادلّه دانش حساب از پزشكى برتر است ، ليكن چون فايده و ثمرهء علم اولويّت دارد علم پزشكى با اين كه بيشتر آن بر اساس حدس و تخمين است بر دانش حساب داراى تفوّق و برترى است . با اين ترتيب روشن مىشود كه برترين دانشها دانش خداشناسى و شناخت فرشتگان و كتابها و پيامبران او و دانستن طريقى است كه انسان را به سرمنزل اين علم و معرفت برساند . بنابراين بايد بپرهيزى از اين كه تو را جز در اين علم رغبت و يا حرص باشد .
8 - دانشجو بايد هدفش پيراستن باطن و آراستن آن به فضايل ، و در نهايت تقرّب به حقّ تعالى و مجاورت ملأ اعلا يعنى فرشتگان و مقرّبان باشد ،
( 2 ) و مقصودش رياستطلبى و مالاندوزى و مجادله با نابخردان و باليدن بر همگنان نباشد ، و اگر نيّت او اين است ناچار آنچه را كه به مقصودش نزديكتر است اختيار مىكند ، و آن علم آخرت است . با اين حال نبايد به ديگر علوم يعنى علم