موسى ( ع ) را از پرسش ، يعنى سؤال پيش از وقت منع كرد ، زيرا معلّم به شايستگى تو و زمان اظهار آن داناتر است و پرسش از هر مطلبى در هر مرتبه و درجهاى تا زمان اظهار آن فرا نرسيده سزاوار نيست .
على ( ع ) فرموده است : از حقوق عالم است كه از وى زياد نپرسى ، و در پاسخ او را در تنگنا قرار ندهى و چون كسل و خسته شود به او اصرار نكنى ؛ به هنگامى كه برمىخيزد جامهاش را نگيرى ؛ رازش را فاش نگردانى ؛ نزد او از كسى غيبت نكنى ، عيب او را نجويى ؛ اگر لغزشى كرد و پوزش خواست بپذيرى ، بر تو لازم است كه در توقير و بزرگداشت او براى خدا ، مادام كه فرمان خدا را پاس مىدارد بكوشى ، در نشستن نزديك او ننشينى ، و اگر او را حاجتى باشد در رفع آن بر ديگران پيشى گيرى « 14 » .
4 - دانشجو بايد در آغاز كارش از گوش دادن به اختلافات مردمان دورى جويد ،
( 1 ) خواه دانشى را كه در طلب آن است از علوم دنيا باشد يا علوم آخرت ، زيرا شنيدن اختلافات ، عقل را مدهوش ، و ذهن را حيران و رأى را سست ، و او را از درك و آگاهى نوميد مىگرداند . بلكه شايسته است نخست طريقهء واحدى را كه ستوده و پسنديدهء استادش باشد به خوبى فرا گيرد ، و پس از آن به گفتار مذاهب و شبهات گوش فرا دهد ، و اگر استادش داراى رأى و طريقهء واحدى مستقلّ نباشد ، و تنها بر نقل مذاهب و عقايد و آنچه در پيرامون آنها گفته شده عادت دارد ، بايد از او دورى جويد زيرا گمراهيهاى او بيش از راهنماييهاى اوست ، و نمىتواند كورى عصاكش كور دگر شود . بىشك كسى كه حالش بدين گونه باشد در حلقهء حيرت گرفتار و در وادى جهالت سرگردان است . منع دانشجوى تازهكار از گوش دادن به شبهات ، مانند منع نو مسلمان از آميزش با كفّار است ، و فرا خواندن شخصى كه در دين و دانش قوى است براى نظر دادن در اختلافات شبيه استحباب آميزش با كفّار به وسيلهء مسلمانانى است كه در عقايد
هامش
( 14 ) العلم ، ابن عبد البرّ ؛ المختصر ، ص 65 ؛ ارشاد ، مفيد ، ص 111 .