تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
برترى بر اقران بدور نيست ، و در ضمن برگزارى مناظره پيوسته اين سخنان را كه « من از كسانى نيستم كه امثال اين امور برايم پوشيده باشد ، من داراى علوم مختلفى هستم ، و در اصول و حفظ احاديث استقلال و تكيه بر خود دارم » و امثال اينها را بر زبان مىاورد ، كه گاهى خودستايى و لاف زدن است ، و زمانى هم به سبب نيازى است كه به ترويج گفتار خود دارد . روشن است كه خودستايى و تفاخر به حكم شرع و عقل مذموم و ناپسند است . 6 - تجسّس و پيگيرى عيبهاى مردم : خداوند متعال فرموده است :
وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً
« 7 » ؛ مناظره كننده همواره در طلب لغزش اقران ، و پيگيرى عيبهاى حريفان خود مىباشد ، تا آن جا كه اگر بشنود مناظره كنندهء ناشناسى به شهر وارد مىشود ، به طلب كسى در مىآيد كه او را به چگونگى احوال درونى اين تازه‌وارد آگاه سازد ، و با پرسش از وضع او نقاط ضعف و معايب وى را به دست آورد ، و آنها را در ذهن خود نگه مىدارد ، تا اگر نياز پيدا كرد ، براى رسوا كردن و خجل ساختن او آنها را به كار برد ، و در اين راه تا آن جا پيش مىرود ، كه احوال دورهء كودكى و عيوب جسمى او را مىپرسد و معلوم مىكند تا شايد از لغزشى يا عيبى از او مانند كچلى و غيره آگاه شود . سپس چنانچه كمترين غلبه‌اى را بر او احساس كند ، اگر خويشتن‌دار باشد آن را به طور كنايه به او مىگويد ، و اين روش را از او پسنديده مىدانند ، و از لطايف تشبيب « 8 » مىشمارند ، و اگر اهل مباهات و فخر فروشى است از اين كه او را با رفتار نابخردانه و استهزا مفتضح كند خوددارى نخواهد كرد ، چنان كه اين قبيل كارها از گروهى از بزرگان مناظره كننده‌گان و شمارى از برجستگان آنها نقل شده است .
هامش
( 7 ) حجرات / 12 : و هرگز تجسّس نكنيد ، و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند . ( 8 ) اصطلاح ادبى است ، در لغت ذكر ايّام شباب است كه در آغاز چكامه‌هاى مدح آورده مىشده است سپس آغاز هر چكامه را هر چند در ذكر روزگار جوانى نباشد تشبيب گفته‌اند .