بتواند كينهء آن كس را در دل نگيرد ، كه با تكان دادن سر سخن خصم وى را مىپذيرد ، و در قبول گفتار او درنگ مىكند ، و به سخنان او چنان كه بايد گوش فرا نمىدهد ، بلكه هنگامى كه اين وضع را مشاهده مىكند ، كينهء او را در دل مىگيرد ، و آن را در خود پرورش مىدهد ، و نهايت خويشتندارى او اين است كه از روى نفاق آن را پنهان بدارد ، ولى غالبا چيزى از آن كينه درونى ناگزير در ظاهر نمايان مىشود ، و چگونه ممكن است از كينه تهى شود ، و حال آن كه تصوّر نمىكند همهء شنوندگان گفتار او را برتر بدانند ، و همگى حالات او را در ورود به بحث و خروج از آن بپسندند ، سپس اگر كمترين سخنآرايى از خصم او ظاهر شود ، و يا نسبت به سخنان وى كمى بى اعتنايى به عمل آيد ، در سينهاش نهال حقدى غرس مىشود كه تا پايان عمرش دست روزگار نمىتواند آن را ريشهكن كند .
4 - غيبت : خداوند متعال غيبت كردن را به خوردن مردار تشبيه كرده است ، و مناظره كننده مدام بر خوردن مردار مداومت دارد ، چه پيوسته سخنان خصم را نقل ، و او را نكوهش مىكند ، و منتهاى پرهيز او اين است كه در آنچه بر ضدّ او مىگويد راست باشد و در نقل از او دروغ نگويد . امّا او ناچار دربارهء خصم خود سخنانى مىگويد كه دلالت بر نارسايى بيان و نقصان فضل و ناتوانى وى دارد ، و اين خود غيبت است . امّا اگر دروغ بگويد بهتانزده است ، همچنين اگر نتواند زبان خود را از تعرّض نگه بدارد ، تعرّض نسبت به كسى كه از گفتار او روى مىگرداند ، و به سخنان خصمش گوش فرا مىدهد و تا آن اندازه با او دشمن مىگردد كه وى را به نادانى و حماقت و نافهمى و سفاهت متهم مىكند .
5 - خودستايى : خداوند متعال فرموده است :
فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ
، « 6 » به حكيمى گفته شد : سخن راستى كه زشت است كدام است ؟ گفت : اين كه آدمى خود را بستايد ، و مناظره كننده از ستودن نفس خويش به توانمندى و غلبه و
هامش
( 6 ) نجم / 32 : . . . پس خودستايى نكنيد .