اظهار فضل و شرف در نزد مردم ، و به قصد مباهات و مجادله و جلب توجّه مردمان صورت گيرد ، منشاء همهءخويهايى است كه در پيشگاه خداوند زشت و ناپسند ، و در نزد دشمن او ابليس خوب و پسنديدهاند . نسبت اين صفات با گناهان باطنى از قبيل خود برتربينى ، خودپسندى ، ريا ، حسد ، همچشمى ، خودستايى ، جاهطلبى و جز اينها مانند نسبت شرابخوارى با گناهان ظاهرى از قبيل زنا ، تهمت ، قتل و دزدى است ، همان گونه كه اگر كسى ميان نوشيدن شراب و ديگر گناهان مخيّر شود ، شراب خوردن را كوچكتر از همهء آنها شمرده به آن اقدام مىكند ، ليكن همين گناه او را در حال مستى به ارتكاب ديگر گناهان مىكشاند . كسى كه حبّ محكوم كردن ديگران و چيرگى در مناظره و جاهطلبى و فخر فروشى بر مزاج او غلبه يافته است ، همين خويهاى زشت او را وادار مىكند كه همهء پليديها را در دل خود گرد آورد ، و تمام صفات نكوهيده در او برانگيخته شود . دلائل نكوهش اين صفات از طريق آيات و اخبار در بخش مهلكات ذكر خواهد شد ، و ما در اين جا تنها به مجموع آنچه از اين صفات در مناظره برانگيخته مىشود اشاره مىكنيم :
1 - حسد : پيامبر خدا فرموده است : « حسد مانند آتش كه هيزم را مىخورد حسنات را از ميان مىبرد . » « 1 » و مناظره كننده هرگز از حسد جدا نيست ، زيرا گاهى در مناظره غالب ، و زمانى مغلوب مىشود ، مردم يك بار گفتار او ، و بار ديگر گفتار غير او را مىستايند ، و مادام كه در دنيا كسى باقى است كه مردمان او را به وسعت دانش و نيروى انديشه ياد مىكنند ، و يا گمان مىبرند كه او از وى سخنورتر و انديشمندتر است ، ناگزير به او حسادت مىورزد و دوست دارد اين نعمت از او زايل شود ، و مردم از او روى گردانند ، و دلها از او منصرف گردد . حسد آتش سوزانى است كه هر كس بدان دچار شد در دنيا گرفتار عذاب دردناكى گرديده ، و عذاب او در آخرت سختتر و بزرگتر
هامش
( 1 ) ابن ماجه ، به شمارهء 4210 .