غير او امورى مانند تهديد و ناسزاگويى و آزار سر مىزند ، و در اداى واجبى كه عبارت از خيرخواهى نسبت به مسلمانان و رعايت محبّت و مودّت آنان است كوتاهى مىشود و گوينده و شنونده را گنهكار مىكنند ، در حالى كه دل او به هيچ وجه متوجّه اين امور نيست ، و گمان مىكند او براى رضاى خدا مناظره مىكند .
سوّم - مناظره كننده بايد در دين مجتهد باشد ، و به رأى خود فتوا دهد ، و از مذهب كس ديگر پيروى نكند تا اگر حقّ بر زبان خصم او جارى شد به آن بگرود . امّا كسى كه مجتهد نيست نمىتواند با مذهب كسى كه مرجع اوست مخالفت كند ، و در مناظرهء او هيچ فايدهاى نيست ، چه در صورت بروز ضعف در او نمىتواند مذهب خود را ترك كند ، سپس اگر فرض شود كه با مجتهدى وارد بحث و مناظره شود ، و مجتهد ضعف دليل خود را دريابد ، مجتهد زيانى نمىكند ، زيرا بناى او عمل به چيزى است كه از نظر او رجحان دارد ، هر چند آنچه را راجح تشخيص داده در واقع رجحانى نداشته و ضعيف باشد . چنان كه اين امر براى بسيارى از مجتهدان اتّفاق افتاده است كه آنها به ادلّهاى متمسّك شدهاند سپس ضعف ادلّهء آنها بر خودشان يا ديگران آشكار شده است و ناچار فتواى خود را تغيير دادهاند ، و اين تبدّل رأى و فتوا حتّى در يك كتاب مجتهد بلكه گاهى در يك ورقه از او هم به چشم مىخورد .
چهارم - بايد در باب واقعهاى مهمّ كه اتّفاق افتاده يا قريبا روى خواهد داد مناظره كند ، و اهتمام او منحصر به اين گونه موارد باشد و مهمّ اين است كه حقّ معلوم و مشخّص شود ، و سخن بيش از آنچه براى اثبات حقّ مورد نياز است نبايد به درازا كشد ، و نبايد فريب خورد به اين كه مناظره در اين گونه مسائل نادر ورزيدگى فكر و ملكهء استدلال و تحقيق را ايجاب مىكند ، چنان كه براى بسيارى از كسانى كه هوس اظهار معرفت دارند اتّفاق مىافتد كه در شناخت مسائل و نقض و ابطال آنها و غيره مناظره مىكنند ، و اگر چنان كه بايد مورد آزمايش قرار گيرند مقصود آنها را غير از آنچه ذكر شد خواهيم يافت .
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: الفيض الكاشاني
ص١٩٥