پسنديده است ، و زياده بر كفايت و غوررسى و به نهايت رسانيدن آن نكوهيده مىباشد . علم از اين ديدگاه مانند حالات بدن است كه پارهاى از آن حالات چه كم و چه بسيار آن ستوده است همچون سلامت و جمال ، و برخى از آنها كم و بسيار آن نكوهيده است مانند زشتى و بدخويى ، و بعضى ميانهروى در آنها پسنديده است مانند بخشش مال ، زيرا اسراف و زيادهروى در آن ، با اين كه بخشش است پسنديده نيست ، و نيز اين نوع علم مانند شجاعت است كه تهوّر و بىباكى هر چند از جنس شجاعت به شمار مىآيد ، مذموم است و ميانهروى مطلوب مىباشد .
آن قسم از علوم كه كم و بسيار آن نكوهيده است عبارت از دانشهايى است كه براى دين و دنياى انسان سودى ندارند ، بلكه در آنها زيانهايى است كه بر سودشان غلبه دارد ، مانند دانش سحر و طلسمات و نجوم ، كه پارهاى از اين دانشها اصلا فايدهاى ندارند ، و صرف عمر در راه تحصيل آنها ، ضايع كردن گرانبهاترين داراييهاى انسان است ، و روشن است كه ضايع كردن چيز گرانبها مذموم است ، و برخى از آنها داراى زيانهايى است كه از آنچه گمان مىرود با تحصيل آن مىتوان نيازهاى خود را در دنيا بر طرف كرد بيشتر است ، چه اين سود احتمالى در برابر زيان حاصل از آن قابل اعتنا نيست .
امّا آن قسم از علوم كه پسنديده است و بايد بيشتر از همه به دنبال آن رفت و در آن غور كرد ، علم خداشناسى و دانستن صفات و افعال و سنّتهاى او در ميان خلق ، و حكمت او در مترتّب كردن آخرت بر دنياست ، زيرا اين دانش هم ذاتا و هم براى دست يافتن به سعادت آخرت مطلوب است ، و هر قدر در تحصيل آن تلاش و كوشش شود باز از حدّ واجب كوتاهى و قصور شده است ، چه علم خداشناسى دريايى است كه به ژرفاى آن نتوان رسيد ، و آنها كه به قدر امكان در اين راه سعى و تلاش كردهاند تنها در كرانههاى آن گام برداشتهاند ، فقط پيامبران و اوليا و راسخان در علمند كه بر حسب اختلاف درجات ، و تفاوت قوّت و به مقتضاى تقديرات الهى توانستهاند در اطراف اين درياى ژرف غور و تعمّق كنند .
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: الفيض الكاشاني
ص١٨٨