هر موضوعى كه آن را حقّ مىداند حديثى از زبان پيامبر ( ص ) جعل كند ، بى - شكّ اين عمل ستم و گمراهى و عامل آن مشمول هشدارى است كه از فرمايش پيامبر خدا ( ص ) دانسته مىشود ، در آن جا كه فرموده است : « هر كس بعمد به من دروغ بندد ، جايگاه خود را در آتش بداند . » ، بلكه در تأويل آيات و روايات شرّ و تباهى بيشتر و بزرگتر است ، زيرا اين عمل وثوق به الفاظ را از ميان مىبرد ، و راه استفاده و فهم قرآن را به طور كلّى مسدود مىسازد . و اين مطلب روشن شد كه چگونه شيطان انگيزههاى مردم را دگرگون كرد تا از علوم ستوده به دانشهاى نكوهيده رو آوردند ، و همهء اينها بر اثر فريبكارى و تزوير علماى بد است كه اسامى علوم را تغيير دادند . بنابراين اگر با اعتماد به اسامى مشهور از اينان پيروى كنى ، بىآنكه توجّه داشته باشى كه در دوران نخست اسلام ، آن نام چه مدلولى داشته است مانند شخصى خواهى بود كه با پيروى از كسى كه در اين زمان حكيم ناميده مىشود طالب شرف حكمت باشد ، و علّت اين امر غفلت وى از تبديل نام است .
پنجمين واژهء حكمت است ،
( 1 ) چه در اين زمان پزشك ، شاعر ، منجّم و حتّى فالبينها را حكيم مىخوانند ، ولى حكمت همان است كه خداوند آن را در كتاب خود ستوده و فرموده است :
وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
« 54 » و پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « كلمهء حكمتى كه آدمى آن را فرا گيرد ، براى او از دنيا و آنچه در آن است بهتر مىباشد . » اينك بينديش حكمت عبارت از چيست ؟ و اكنون به چه معنايى نقل شده است ، و بقيهء الفاظ را نيز بدين قياس كن ، و از اين كه فريفتهء تزوير عالمان بد شوى بپرهيز ، زيرا شرّ آنان براى دين از شرّ شيطان بدتر و بزرگتر است ، چه شيطان به وسيلهء آنان دين را از دل مردم بيرون مىبرد . از اين رو هنگامى كه از پيامبر خدا ( ص ) دربارهء بدترين مردم پرسيدند ، آن حضرت از دادن پاسخ خوددارى كرد و فرمود : « خداوندا بيامرز . » « 55 » و
هامش
( 54 ) بقره / 269 : و كسى را كه حكمت به او داده شده ، بىشكّ خير بسيارى به او عطا شده است .
( 55 ) مجمع الزوائد ، ج 1 ، ص 185 ، المسند الكبير ، بزّاز ، الترغيب ، ج 1 ، ص 126 .