تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
مىكند ، و يا مردم معانى و مفاهيمى غير از آنچه در آن الفاظ اراده شده است از آنها برداشت مىكنند ، و هر كسى بر مقتضاى طبع و هواى نفس خود آنها را حمل مىكند . پيامبر ( ص ) فرموده است : « هر كس از شما سخن نامفهومى به قومى گفت ، كه سخنش فتنه‌اى براى آنها شد . » « 44 » و نيز فرموده است : « با مردم به آنچه مىدانند سخن گوييد ، و آنچه را نمىدانند رها كنيد ، آيا مىخواهيد خدا و پيامبر را تكذيب كنند . » « 45 » اين حديث در موردى است كه گوينده مفهوم سخن خود را بداند ، و عقل شنونده بدان نرسد . و چگونه است حال سخنى كه براى گوينده‌اش هم مفهوم نيست ، كه اگر براى گوينده‌اش قابل فهم باشد و شنونده آن را نمىتواند بفهمد گفتن آن روا نيست . عيسى ( ع ) فرموده است : « حكمت را نزد نااهل قرار ندهيد ، تا به آن ستم كرده باشيد ، « 46 » و از اهلش باز مداريد ، تا به آنان ظلم كرده باشيد ؛ مانند پزشك مهربان دارو را بر محلّ درد بگذاريد . » « 47 » در عبارتى ديگر آمده است : « كسى كه حكمت را در نزد نااهل قرار دهد نادانى كرده ، و آن كه حكمت را از اهلش دريغ بدارد ستم ورزيده است ؛ هر آينه حكمت داراى حقّى ، و براى آن اهلى است ، حقّ هر حقدارى را بايد به او داد . » امّا طامّات : آنچه دربارهء شطح گفتيم در تعريف طامّات نيز وارد است ، به علاوه امرى كه اختصاص بدان دارد . و آن عبارت است از جدا كردن اصطلاحات شرعى از مفهوم ظاهرى آنها و ارتباط دادن آنها به امورى باطنى كه قابل فهم نيست ، مانند روشى كه باطنيان در تأويلات خود دارند ، و اين نيز حرام و زيان آن بس بزرگ است ، زيرا اگر الفاظ بدون تمسّك به دليل نقلى از سوى شارع ، و
هامش
( 44 ) مقدّمه صحيح ، مسلم ، ج 1 ، ص 9 . ( 45 ) صحيح ، بخارى ، ج 1 ، ص 43 ؛ الغيبة نعمانى ؛ بحار ، ج 2 ، ص 77 . ( 46 ) المعانى و العلل ، صدوق ؛ بحار ، ج 2 ، ص 66 . ( 47 ) العلم ، ابن عبد البرّ ، المختصر ، ص 55 ، سنن ، دارمى ، ج 1 ، ص 106 ، با اختلاف كمى در الفاظ .