بىدليل عقلى كه ضرورت ايجاب كند از مدلول خود جدا افتند وثوق به الفاظ ، باطل ، و سود حاصل از كلام خدا و پيامبر ( ص ) ساقط مىشود . زيرا آنچه از ظاهر لفظ فهميده مىشود قابل وثوق نيست ، و باطن هم ضابطهاى ندارد ، بلكه چون اذهان با هم تعارض دارد ، ممكن است يك لفظ بر معانى مختلف حمل شود ، و طامّات ، نيز از بدعتهاى رايج است كه زيانهاى آن بس بزرگ مىباشد .
ترديدى نيست مقصود هواداران آن گفتن سخنان تازه و عجيب است ، زيرا نفس به اين گونه سخنان رغبت دارد ، و از شنيدن آنها لذّت مىبرد . باطنيان براى انهدام همه شرايع و اديان از همين راه با تأويل ظواهر احكام به گونهاى كه با آرايشان هماهنگ شود توسّل مىجويند ، چنان كه ما در كتاب المستظهرى كه در ردّ باطنيان نگارش يافته مذهب آنها را در اين مورد شرح دادهايم . گفتار يكى از باطنيان در تأويل قول حقّ تعالى :
اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى *
« 48 » نظير تأويلات اهل طامّات است ، وى اشاره به قلب خود كرد و گفت : مقصود از فرعون طغيانگر بر هر انسانى همين قلب است ، و دربارهء آيهء
أَلْقِ عَصاكَ *
« 49 » گفت : مقصود از عصا هر چيزى است كه انسان بجز بر خداوند بر آن تكيه و اعتماد مىكند ، و سزاوار است آن را به دور افكند ، و در مورد گفتار پيامبر ( ص ) كه فرموده است :
« سحرى بخوريد كه در سحرى بركت است . » « 50 » ، گفته است : مراد استغفار در سحرگاه است ، و امثال اينها بسيار است ، به حدّى كه ظاهر قرآن را از اوّل تا به آخرت تحريف ، و از تفسير منقول از علما منحرف كردهاند . بطلان برخى از اين تأويلها به طور قطع روشن است . مانند تأويل فرعون به قلب ، زيرا فرعون شخصى محسوس بوده كه وجود او در خارج ، و دعوت او از سوى موسى ( ع ) مانند وجود ابى لهب و ابى جهل و ديگر كافران ، از طريق تواتر به ما رسيده و از جنس فرشتگان و شياطين و غير محسوسات نبوده است تا تأويل در الفاظ آن راه يابد .
هامش
( 48 ) طه / 24 : به سوى فرعون برو كه او سركشى كرده است .
( 49 ) اعراف / 117 : عصايت را بينداز .
( 50 ) صحيح ، بخارى ، ج 3 ، ص 36 ؛ سنن ، ابن ماجه شمارهء 1692 ؛ صحيح ، مسلم ، ج 3 ، ص 130 .