است استشهاد مىكنند . اين نوع گفتار در ميان عوام زيان بزرگ به بار آورده است ، تا آن جا كه گروهى از برزگران با شنيدن اين سخنان كار كشاورزى خود را رها كرده به اظهار اين گونه ادّعاها پرداختهاند ، زيرا طبع از اين سخنان كه موجب بيكارگى و ادّعاى درك مقامات و احوال است لذّت مىبرد ؛ از اين رو نادانهاى سبك مغز از اظهار چنين ادّعاهايى براى خود ، و بافتن اين قبيل ژاژخاييهاى جنونآميز و فريبنده ناتوان نيستند ، و هر گاه گفتار آنها مورد ردّ و انكار قرار گيرد ، از اين دريغ ندارند كه بگويند : منشاء اين ردّ و انكار علم و جدل است ، چه علم حجاب ، و جدل كار نفس بدكيش است ، و گفتار او جز از طريق باطن و مكاشفهء نور حقّ روشن و دانسته نمىشود . اين ياوهسراييها از جملهء چيزهايى است كه در برخى از شهرها شرارههاى آن سخت افروخته و پراكنده شده ، و زيانهاى آن بزرگ و گسترده گشته است . بىشكّ هر كس چنين ياوههايى بگويد ، در دين خدا كشتن او از زنده كردن ده كس بهتر باشد . امّا آنچه از بايزيد بسطامى نقل مىكنند درست نيست ، و اگر چنين گفتارى از او شنيده شده ، ممكن است آنها را از قول حقّ تعالى ضمن سخنانى كه او آنها را با خود تكرار مىكرده است حكايت كرده باشد ، چنان كه اگر از او شنيده شده كه مىگفته است : « اننى انا اللّه لا إله الا انا فاعبدني » نبايد آن را جز بر سبيل حكايت قول حقّ تعالى دانست .
نوع ديگر شطح ، سخنان نامفهومى است كه ظواهر آنها دلپذير و الفاظش بسيار ، ليكن تهى از فايده و معناست . اين گونه شطحيّات يا براى گويندهء آنها هم خالى از مفهوم است ، و آنها را به سبب اختلال عقل و پريشانى فكر كه ناشى از نقصان آگاهى او به سخنى است كه شنيده است بيان مىكند ، و بيشتر اين ياوهگويان از اين گونهاند ، و يا اين كلمات براى گوينده مفهوم است ، ليكن به علّت كمى دانش و نياموختن طريقهء بيان معانى با الفاظ شيوا ، قادر نيست آنها را تفهيم و با عباراتى كه بيانگر ضمير او باشد ايراد كند ؛ اين نوع گفتار داراى هيچ سودى نيست ، جز اين كه دلها را آشفته و افكار را پريشان و اذهان را حيران
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: الفيض الكاشاني
ص١٨٢