است كه افزون از دو كلمه باشد . از اين رو هنگامى كه مردى در ابطال ديه جنين گفت : كيف ندي من لا شرب و لا اكل و لا صاح و لا استهلّ و مثل ذلك يطلّ « 38 » پيامبر ( ص ) فرمود : « مانند كاهنان سجع مىگويد . » « 39 » مىگويم : از طريق خاصّه [ شيعه ] در اين مورد صدوق در كتاب اعتقادات خود روايت كرده است : در نزد امام صادق ( ع ) سخن از قصهگويان به ميان آمد ؛ امام ( ع ) فرمود : « خداوند آنها را لعنت كند ، از ما بدگويى مىكنند » ، از آن حضرت پرسش شد آيا رواست به گفتار قصّهگويان گوش فرا داده شود ، امام ( ع ) پاسخ داد : « نه » و فرمود : « كسى كه به سخن ديگرى گوش مىدهد او را مىپرستد ، اگر گوينده از خدا سخن مىگويد ، شنونده خدا را پرستيده ، و اگر سخن او از شيطان است شيطان را پرستيده است . » از امام صادق ( ع ) دربارهء قول خداوند متعال :
وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ
« 40 » پرسيده شد ؛ فرمود : « آنها قصّهگويانند » .
پيامبر ( ص ) فرمود : « هر كس نزد بدعتگذارى رود ، و به او احترام گذارد ، در راه نابودى اسلام كوشيده است . » در اين جا گفتار صدوق به پايان مىرسد .
غزّالى مىگويد : امّا در مورد شعر آوردن آن در مواعظ نكوهش شده ، و خداوند فرموده است :
وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ ، أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ
« 41 » و نيز :
وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ
« 42 » و شعرهايى را كه واعظان به خواندن آنها عادت دارند بيشتر در زمينهء توصيف عشق ، جمال معشوق ، خوشى وصال و درد فراق است ، و در مجلس آنها تنها اوباش عوام حضور
هامش
( 38 ) چگونه ديه كسى را بدهيم كه آب و نان نخورده ، بانگى برنياورده و به دنيا نيامده است ، اين گونه خونها هدر مىباشد .
( 39 ) در الاحياء مانند سجع اعراب آمده ، و در صحيح ، مسلم ، ج 5 ، ص 111 ، از حديث مغيره به همين گونه است ؛ كافى ، كلينى ، ج 7 ، باب دية الجنين ، شمارهء 3 به همين نحو .
( 40 ) شعراء 224 : شاعران آنهايى هستند كه گمراهان از آنان پيروى مىكنند .
( 41 ) شعراء / 224 . . . آيا نمىبينى آنها در هر وادى سرگردانند .
( 42 ) يس / 69 : ما هرگز شعر به او ( محمّد ص ) نياموختيم . و شايسته او نيست ، اين ( كتاب آسمانى ) تنها ذكر و قرآن مبين است .