جز اين كه او لامساس ( دست نزن ) نمىگويد ، بلكه لا قتال ( جنگى نيست ) مىگويد ، و اين را شيخ طبرسى در كتاب احتجاج خود نقل كرده است « 35 » .
غزّالى مىگويد : « تذكيرى كه شرعا ستوده است و در حديث ابوذر نسبت به آن ترغيب شده همين است . در آن حديث آمده است : حضور در مجلس ذكر بهتر از هزار ركعت نماز ، و حضور در مجلس علم بهتر از عيادت هزار بيمار ، و تشييع هزار جنازه است ؛ گفته شد : اى پيامبر خدا از قرائت قرآن نيز بهتر است ؟
فرمود : آيا قرائت قرآن بدون علم سودى دارد ؟ » « 36 » دغلكاران دروغپرداز اين احاديث را بر پاكى نفس خود دليل آورده ، و بر خرافات خود نام تذكير نهاده ، و طريق ذكرى را كه پسنديده شرع است فراموش كردهاند ، و به داستانهايى كه مورد اختلاف و در آنها زياده و نقصان است و بيرون از قصههاى قرآن و زياده بر آن است خود را سرگرم كردهاند ، زيرا شنيدن برخى از داستانها سودمند ، و گوش دادن به بعضى ديگر ، اگر چه راست باشند زيانبار است ، و هر كس اين در را به روى خود بگشايد ، و به شنيدن داستانها گوش فرا دهد ، راست و دروغ و سودمند و زيانبار بر او مشتبه مىشود ؛ لذا شرع مؤمنان را از اين كار نهى كرده است ، و به همين مناسبت گفته شده :
چقدر نياز است به قصّهگويى كه راستگو باشد . امّا اگر داستانى كه نقل مىشود از سرگذشتها و داستانهاى پيامبران ، و مربوط به امور دين ، و قصّهگو راستگفتار باشد ، شنيدن آن اشكالى ندارد ؟ ليكن بايد از دروغ و نقل حالاتى پرهيز كرد كه به لغزشها و سهلانگاريهايى اشاره دارد كه فهم عوام از درك معانى آنها قاصر است و نمىدانند آن لغزش نادر بوده و در پس آن اعمال نيكى انجام گرفته كه آن را جبران كرده و پرده بر روى آن كشيده است ، زيرا نادان ممكن است در سهلانگاريها و لغزشهاى خود به اين گونه داستانها متشبّث شده با استناد به آنها
هامش
( 35 ) ص 92 ، چاپ نجف .
( 36 ) جامع الاخبار ، فصل 20 .